دیوان اشعار - رباعیات

عبید زاکانی

رباعی شمارهٔ ۳۶

عبید زاکانی
ای بر دل هرکس ز تو آزار دگر بر خاطر هر کسی ز تو بار دگر
رفتی به سفر عظیم نیکو کردی آن روز مبادا که تو یک بار دگر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در فضایی از گلایه و دلتنگیِ معکوس سروده شده‌اند. شاعر با لحنی صریح و قاطع، از رفتن شخصی که مایه آزار و اندوه دیگران بوده، ابراز خشنودی می‌کند و این دوری را گشایشی برای اطرافیان می‌داند.

مضمون اصلی، رهایی از وجود شخصی مزاحم و پردردسر است. شاعر با تکیه بر تجربه تلخِ حضور آن فرد، آرزو می‌کند که این جدایی همیشگی باشد و سایه سنگینِ حضور او دیگر بر سر جمع نباشد.

معنای روان

ای بر دل هرکس ز تو آزار دگر بر خاطر هر کسی ز تو بار دگر

تو برای قلب و روح هر کسی که با تو سر و کار داشته، مایه رنج و اندوهی متفاوت و منحصر‌به‌فرد بوده‌ای و برای هر فرد، باری سنگین از غم و زحمت به همراه داشته‌ای.

نکته ادبی: تکرار واژه «دگر» در جایگاه ردیف، علاوه بر ایجاد موسیقی، بر کثرت و تنوع آزارهایی که این فرد به اطرافیان تحمیل کرده، تأکید دارد.

رفتی به سفر عظیم نیکو کردی آن روز مبادا که تو یک بار دگر

اینکه به سفر رفتی و از میان ما دور شدی، کار بسیار نیکو و شایسته‌ای انجام دادی؛ امیدوارم هیچ‌گاه آن روزی که قرار است تو دوباره برگردی، فرا نرسد.

نکته ادبی: واژه «عظیم» در اینجا به معنای «بزرگ و شایسته» است و حذف فعل در مصراع دوم (بازگشتن) با هدف ایجاز و تند‌گویی بیانگر عدم تمایل به دیدن دوباره مخاطب است.

آرایه‌های ادبی

کنایه بار بر خاطر کسی بودن

اشاره به ایجاد مزاحمت، سنگینی روانی و دغدغه‌آفرینی برای دیگران.

ایجاز آن روز مبادا که تو یک بار دگر

حذف فعلِ «بازگشتن» برای بیانِ صریحِ عدمِ تمایل به دیدنِ دوباره مخاطب.

تکرار دگر

تکرار برای تأکید بر فراوانیِ نوعِ آزارها و تداومِ آن در طول زمان.