دیوان اشعار - رباعیات

عبید زاکانی

رباعی شمارهٔ ۳۲

عبید زاکانی
ای در سر هر کس از تو سودای دگر در راه تو هر طایفه را رای دگر
چیزی ز تو هر کسی تمنا دارد ما جز تو نداریم تمنای دگر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی تنوعِ مسیرها و خواسته‌های آدمیان در جست‌وجوی حقیقتِ مطلق (معشوق) است؛ هر کس با نگاهی ویژه و با انگیزه‌ای متفاوت به دنبال وصل است و هر گروهی راهی برای آن می‌جوید.

در نهایت، شاعر با رویکردی عرفانی، راهِ «عاشقان حقیقی» را از دیگران جدا می‌کند؛ تفاوت در این است که دیگران از «او» چیزی می‌خواهند، اما عاشقِ راستین، تنها «خودِ او» را طلب می‌کند و هیچ خواسته‌ی دیگری در دل ندارد.

معنای روان

ای در سر هر کس از تو سودای دگر در راه تو هر طایفه را رای دگر

ای معبود، در ذهن و جان هر انسانی به واسطه‌ی تو شور و اشتیاقی متفاوت پدید آمده است و هر گروهی در مسیرِ رسیدن به ساحتِ تو، دیدگاه و اندیشه‌ی خاص خودش را دارد.

نکته ادبی: واژه‌ی «سودا» در ادبیات کلاسیک به معنای شور، عشق و دغدغه‌ی ذهنی است و «رای» به معنای عقیده و اندیشه به کار رفته است.

چیزی ز تو هر کسی تمنا دارد ما جز تو نداریم تمنای دگر

هر شخصی از درگاه تو چیزی (پاداش یا خواسته‌ای) طلب می‌کند، اما ما جز وجودِ خودت، هیچ خواسته‌ی دیگری در دل نداریم.

نکته ادبی: تقابل میانِ «چیزی از تو خواستن» با «خودِ تو را خواستن»، نشان‌دهنده‌ی مقامِ والای عشقِ خالصانه و بی‌طمع است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (مُقابله) هر کس / ما

قرار گرفتن عمومِ مردم در برابرِ گروهِ خاصِ عاشقان که نشان‌دهنده‌ی تمایزِ خواسته‌های مادی و معنوی است.

تکرار (ردیف) دگر

تکرار واژه‌ی «دگر» در پایانِ مصراع‌ها که بر تنوعِ نگاه‌ها و همچنین یگانگیِ مطلوبِ شاعر تأکید دارد.