دیوان اشعار - رباعیات

عبید زاکانی

رباعی شمارهٔ ۳۰

عبید زاکانی
دانا ز می و مغانه می نگریزد وز چنگ و دف و چغانه می نگریزد
یک شاهد و دو ندیم و سه جام شراب البته از این سه گانه می نگریزد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه به توصیف خردمندی می‌پردازد که با تکیه بر عقل و دانایی، خود را از بندِ لذت‌های گذرا و سرگرمی‌های دنیوی رها می‌سازد. شاعر با ترسیم فضای عیش و نوش، دوری از آن را نشانه‌ی کمال و فرزانگی می‌داند و بر این باور است که ذهن روشن‌بین، به جای درگیر شدن در هیاهوی مجلسِ شراب و موسیقی، به دنبال آرامشِ حقیقی و دوری از غفلت است.

در این کلام، گریزِ دانا از مظاهرِ هوس‌انگیزِ جهان، نه از سرِ ناتوانی، بلکه برآمده از انتخابی آگاهانه برای حفظِ گوهرِ جان از آلایش‌های دنیوی است. شاعر با کنار هم نهادنِ این نمادها، به مخاطب هشدار می‌دهد که جمعِ این عوامل، سرآغازِ سرگشتگی است.

معنای روان

دانا ز می و مغانه می نگریزد وز چنگ و دف و چغانه می نگریزد

شخص دانا و خردمند از باده‌نوشی، حال و هوای شراب‌خانه‌ها و هیاهوی سازهایی چون چنگ، دف و چغانه فاصله می‌گیرد و به دنبال این سرگرمی‌های فریبنده نمی‌رود.

نکته ادبی: واژه «مغانه» در اینجا به شراب یا آیین‌های مربوط به میخانه‌ها اشاره دارد که ریشه در فرهنگ ایران باستان و پیوند آن با شراب‌سازی داشته است.

یک شاهد و دو ندیم و سه جام شراب البته از این سه گانه می نگریزد

بودنِ یک یار زیبا، دو هم‌نشین و سه جام شراب؛ روشن است که انسانِ خردمند از چنین مجالس و تجمعاتی که سرآغازِ عیش و غفلت است، دوری می‌جوید.

نکته ادبی: «شاهد» در اصطلاح عرفانی و ادبی به معنای محبوب و زیباروی است که در اینجا نمادِ اصلیِ وسوسه‌های دنیوی در کنارِ دوستان و شراب قرار گرفته است.

آرایه‌های ادبی

تکرار (ردیف) می نگریزد

تکرارِ این عبارت در پایانِ ابیات، بر تاکیدِ شاعر بر گریزِ خردمندانه و همیشگیِ دانا از لذت‌های دنیوی دلالت دارد.

تعداد (شمارش) یک، دو، سه

شاعر با استفاده از شمارشِ پلکانی، گویی فضای یک مجلسِ بزم را برای مخاطب تصویرسازی می‌کند تا نشان دهد چگونه گام‌به‌گام می‌توان در دامِ هوس گرفتار شد.

کنایه مغانه

اشاره به شرابِ کهن یا شرابِ مخصوصِ میخانه که نمادی از مستی و بی‌خبری است.