دیوان اشعار - رباعیات

عبید زاکانی

رباعی شمارهٔ ۲۷

عبید زاکانی
قومی ز پی مذهب و دین می سوزند قومی ز برای حور عین میسوزند
من شاهد و می دارم و باغی چو بهشت ویشان همه در حسرت این میسوزند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر تقابل دو نگرش به زندگی است: نگاهی که در آن انسان با نفی لذت‌های دنیوی و تحمل رنجِ ریاضت به امید پاداش‌های اخروی (مانند حور عین) یا پایبندی به تعصبات مذهبی است، و در مقابل، نگاهی لذت‌گرایانه و عینی که بهشت را نه در سرای دیگر، بلکه در همین لحظاتِ نقد و در کنارِ معشوق و باده و طبیعت می‌جوید.

شاعر با لحنی رندانه و سرشار از اطمینان، برتریِ بهره‌مندی از لذت‌های ملموس و حاضر را بر حسرتِ بی‌پایانِ آنانی که عمر خود را در سودایِ فرداهایِ موعود به آتشِ ریاضت می‌سوزانند، به رخ می‌کشد و دیدگاهی را ترویج می‌کند که جهان را نه جایِ رنج و انتظار، بلکه فرصتی برای زیستنِ شادمانه می‌داند.

معنای روان

قومی ز پی مذهب و دین می سوزند قومی ز برای حور عین میسوزند

گروهی از مردم به خاطر پایبندی به مذهب و احکام دینی، خود را به رنج و سختیِ ریاضت می‌اندازند.

نکته ادبی: واژه سوختن در اینجا کنایه از تحمل مشقت و ریاضتِ طاقت‌فرساست.

من شاهد و می دارم و باغی چو بهشت ویشان همه در حسرت این میسوزند

گروهی دیگر به امید رسیدن به حوریان بهشتی و پاداش‌های اخروی، در آتشِ اشتیاق و انتظارِ نرسیدن می‌سوزند.

نکته ادبی: حور عین به معنای زنانِ بهشتی با چشمان درشت و زیباست که در متون دینی پاداشِ مؤمنان شمرده می‌شود.

آرایه‌های ادبی

کنایه می‌سوزند

استفاده از واژه سوختن برای نشان دادن رنجِ ریاضت یا گرمایِ حسرت و اندوه.

تضاد مذهب و دین در برابر شاهد و می

تقابلِ میانِ اهدافِ اخروی و مذهبی با لذت‌هایِ مادی و دنیوی.

تکرار (ردیف) می‌سوزند

تکرارِ واژه در انتهای مصراع‌ها برای تأکید بر استمرارِ رنجِ بیهوده‌ی زاهدان و مذهبیون.