دیوان اشعار - رباعیات

عبید زاکانی

رباعی شمارهٔ ۲۵

عبید زاکانی
از شدت دست تنگی و محنت برد در خیمه ما نه خواب یابی و نه خورد
در تابه و صحن و کاسه و کوزهٔ ما نه چرب و نه شیرین و نه گرم است و نه سرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی طنزآمیز و در عین حال گلایه‌مند، تصویری عریان از فقر شدید و تنگنای معیشتی شاعر را به تصویر می‌کشد. شاعر با برشمردن جزئیات زندگی روزمره، عمق محرومیت خود را به شکلی ملموس بیان می‌کند تا نشان دهد که چگونه نداری، حتی ابتدایی‌ترین نیازهای زیستی و آرامش را از میان برده است.

فضای حاکم بر این ابیات، فضایی سرشار از حسرت و ناتوانی است که با بیانی ساده و در عین حال ادبی ارائه شده تا مخاطب به خوبی با وضعیت اسفناک معیشتی نویسنده هم‌ذات‌پنداری کند.

معنای روان

از شدت دست تنگی و محنت برد در خیمه ما نه خواب یابی و نه خورد

به دلیل فقر شدید و سختی‌های روزگار، در خانه ما نه غذایی برای خوردن یافت می‌شود و نه آرامشی که بتوان در آن به خواب رفت.

نکته ادبی: دست‌تنگی کنایه از فقر و تهیدستی است و واژه خیمه به عنوان استعاره‌ای از خانه و محل زندگی استفاده شده است.

در تابه و صحن و کاسه و کوزهٔ ما نه چرب و نه شیرین و نه گرم است و نه سرد

در تمامی ظروف آشپزخانه ما، از تابه و بشقاب گرفته تا کاسه و کوزه، هیچ غذای لذیذ یا خوراک گرم و سردی یافت نمی‌شود.

نکته ادبی: استفاده از زنجیره‌ای از نام ظروف (تابه، صحن، کاسه، کوزه) برای تأکید بر خالی بودن کامل آن‌ها و نمایش عمق فقر است.

آرایه‌های ادبی

تکرار و فهرست‌نویسی تابه و صحن و کاسه و کوزه

برشمردن انواع ظرف‌ها برای تأکید بر خالی بودن تمام تجهیزات زندگی و عمق نداری.

تضاد و نفی نه چرب و نه شیرین و نه گرم است و نه سرد

استفاده از نفی‌های پیاپی برای نشان دادن فقدان کامل هرگونه خوراکی با هر ویژگی؛ بدین معنا که هیچ‌چیز در خانه یافت نمی‌شود.

کنایه دست تنگی

کنایه از فقر و بی‌پولی و تنگدستی مالی.