دیوان اشعار - رباعیات

عبید زاکانی

رباعی شمارهٔ ۲۱

عبید زاکانی
عشق تو مرا چو خاک ره خواهد کرد خال تو مرا حال تبه خواهد کرد
زلف تو مرا به باد بر خواهد داد چشم تو مرا خانه سیه خواهد کرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در حال و هوای غزل‌های عاشقانه کلاسیک سروده شده و به تأثیر ویرانگر زیبایی معشوق بر جان و جهان عاشق می‌پردازد. شاعر در این قطعه کوتاه، نشان می‌دهد که چگونه هر جلوه‌ای از محبوب، بساط آرامش عاشق را برهم می‌زند و او را به سوی فنا و بی‌خودی سوق می‌دهد.

مفهوم مرکزی این سروده‌ها، تسلیمِ محضِ عاشق در برابر اراده‌ی معشوق است، به گونه‌ای که عاشق حتی از تباهی و نابودی خویش توسط صفات محبوب، استقبال می‌کند.

معنای روان

عشق تو مرا چو خاک ره خواهد کرد خال تو مرا حال تبه خواهد کرد

عشق تو مرا همچون غبارِ افتاده بر راه، بی‌مقدار و خوار خواهد کرد و خال زیبایی که بر چهره داری، روزگار مرا تیره و تباه خواهد ساخت.

نکته ادبی: خاک ره استعاره از نهایت خضوع و فقر وجودی عاشق در برابر معشوق است.

زلف تو مرا به باد بر خواهد داد چشم تو مرا خانه سیه خواهد کرد

طره‌های موی تو، هستی مرا به دست بادِ نیستی می‌سپارد و چشمان تو، خانه‌ی وجودم را با غم و اندوه به ماتم‌کده تبدیل می‌کند.

نکته ادبی: به باد دادن کنایه از نابودی و فنا شدن است و خانه سیه کردن به معنای به سوگ نشستن است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو خاک ره

تشبیه عاشق به خاک راه برای نشان دادن نهایت تواضع و بی‌قدری در مسیر عشق.

کنایه به باد بر خواهد داد

کنایه از بر باد رفتن، نابودی و پراکندگی هستی عاشق.

کنایه خانه سیه کردن

کنایه از به ماتم نشستن و سیاهپوش شدن بر اثر درد و فراق.