دیوان اشعار - رباعیات

عبید زاکانی

رباعی شمارهٔ ۱۹

عبید زاکانی
آن خور که ازو قوت روح افزاید یعنی می گل گون که فتوح افزاید
من بندهٔ آنکه در شبانگاه خورد من چاکر آن که در صبوح افزاید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی ستایش‌آمیز به توصیفِ «می» به عنوان عنصری تعالی‌بخش برای روح و جان می‌پردازند. شاعر در اینجا شراب را نه تنها به عنوان یک نوشیدنی، بلکه به مثابه اکسیرِ گشایشِ اسرار درونی و نیروی محرکه‌ای برای دستیابی به فتوحاتِ معنوی تصویر می‌کند.

درونمایه اصلی اثر، ابراز ارادت و بندگی در پیشگاه کسانی است که با نوشیدن این میِ آگاهی‌بخش در خلوت شب و سحرگاه، در جستجویِ کمال و گشودن گره‌های بسته جان خویش هستند. فضا، فضایی عارفانه و در عین حال شورمندانه است که در آن، نوشیدن با رسیدن به بصیرت و پیروزی‌های روحانی پیوند می‌خورد.

معنای روان

آن خور که ازو قوت روح افزاید یعنی می گل گون که فتوح افزاید

بیت اول: آن شرابی را بنوش که نوشیدنِ آن، قوت و نیرویِ روانِ تو را افزایش می‌دهد. بیت دوم: منظورم همان شرابِ سرخ‌فام (گل‌گون) است که باعث گشایشِ درهایِ بسته معرفت و رسیدن به موفقیت‌های درونی می‌شود.

نکته ادبی: «خور» فعل امر از «خوردن» است و «فتوح» در اصطلاح عرفانی به معنای گشایشِ درهایِ غیب و وصول به حقایق معنوی است.

من بندهٔ آنکه در شبانگاه خورد من چاکر آن که در صبوح افزاید

بیت اول: من بنده‌ی آن کسی هستم که در خلوتِ شب‌هنگام از این شرابِ معرفت می‌نوشد. بیت دوم: و من چاکر و ارادتمندِ کسی هستم که در هنگامه‌ی سحرگاه (صبوح) نیز بر این شرب و نوشیدن مداومت می‌ورزد.

نکته ادبی: «صبوح» اصطلاحی کهن برای شرابِ صبحگاهی است که در ادبیات کلاسیک بسیار پربسامد است و «بنده» و «چاکر» هر دو برای ابراز تواضع و ارادت به کار رفته‌اند.

آرایه‌های ادبی

استعاره می گل‌گون

اشاره به شرابِ سرخ‌رنگ که نمادی از عشق، نشاط و یا انوارِ الهی است که جان را صیقل می‌دهد.

تناسب (مراعات نظیر) شبانگاه و صبوح

تقابلِ زمانی که نشان‌دهنده استمرار و پیوستگیِ حالتِ خوش و بیداریِ جان در تمام طول شب و سحرگاه است.

مبالغه من بنده... من چاکر

اغراق در تواضع برای نشان دادن اوجِ ارادت و احترامِ شاعر به اهلِ حال و معنا.

ایهام فتوح

علاوه بر معنای لغوی (پیروزی)، به معنای اصطلاحی (گشایشِ درهایِ غیب برای عارف) نیز به کار رفته است.