دیوان اشعار - رباعیات

عبید زاکانی

رباعی شمارهٔ ۱۷

عبید زاکانی
درویش که می خورد به میری برسد ور روبهکی خورد به شیری برسد
گر پیر خورد جوانی از سر گیرد ور زانکه جوان خورد به پیری برسد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به دگرگونی و تحول بنیادین موجودات در اثرِ بهره‌مندی از یک اکسیر یا منبعی خاص اشاره دارد؛ اکسیر یا نعمتی که فارغ از وضعیت کنونی فرد، ماهیت او را دگرگون ساخته و وی را به مرتبه‌ای بالاتر یا کیفیتی دیگر می‌رساند.

شاعر با بهره‌گیری از تمثیل‌هایی چون روباه، شیر، پیر و جوان، قدرتِ اثرگذاریِ این پدیده (که می‌تواند کنایه از معرفت، تربیت یا فضل الهی باشد) را به تصویر می‌کشد که چگونه ضعف را به قوت، فقر را به شوکت و پیری را به جوانی (یا بالعکس) بدل می‌سازد.

معنای روان

درویش که می خورد به میری برسد ور روبهکی خورد به شیری برسد

اگر فرد تهیدست و درویشی از این [اکسیر یا نعمت] بهره‌مند شود، به جایگاه و قدرتِ حاکمان و امیران دست می‌یابد و اگر موجودی ضعیف و حیله‌گر همچون روباهی از آن بخورد، به دلیری و شکوهِ شیر تبدیل می‌شود.

نکته ادبی: واژه 'میری' به معنای امیر بودن و فرمانروایی است و 'روبهک' مصغر 'روباه' است که بر ضعف و کوچکی تأکید دارد.

گر پیر خورد جوانی از سر گیرد ور زانکه جوان خورد به پیری برسد

اگر انسانی سالخورده از آن تناول کند، شور و نشاط جوانی را دوباره به دست می‌آورد و اگر جوانی از آن بهره ببرد، به پختگی، کمال و یا فرجام کار (پیری) می‌رسد.

نکته ادبی: عبارت 'از سر گرفتن' در اینجا به معنای آغازِ دوباره است و 'زآنکه' مخففِ 'از آنکه' است که در نظم برای حفظ وزن به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد و تقابل درویش و میری، روبهک و شیر، پیر و جوان

شاعر با کنار هم قرار دادن مفاهیم متضاد، قدرتِ تحول‌آفرینِ این اکسیر را برجسته کرده است.

مجاز و کنایه خوردن

خوردن در اینجا صرفاً به معنای بلعیدن غذا نیست، بلکه به معنای کسب معرفت، خرد یا بهره‌مندی از توفیقی الهی است.

تناسب (مراعات نظیر) روبهک و شیر

ذکر دو حیوان که در مقابل یکدیگر نماد مکر/ضعف و قدرت/شجاعت هستند.