دیوان اشعار - رباعیات

عبید زاکانی

رباعی شمارهٔ ۱۶

عبید زاکانی
آن زلف که بر گوشهٔ غلطاق نهاد صد داغ جفا بر دل عشاق نهاد
بر چهرهٔ او چو طاق ابرویش دید مه خوبی روی خویش بر طاق نهاد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، تصویری عاشقانه و کلاسیک از تأثیر خیره‌کننده زیبایی یار بر جان و جهان ارائه می‌دهند. در فضای این ابیات، هر جزء از چهره محبوب، از زلف گرفته تا ابرو، چونان نیرویی قدرتمند عمل می‌کند که هم عاشقان را دچار رنج و شیدایی می‌سازد و هم پدیده‌های آسمانی چون ماه را در برابر این جلوه‌گری به شرمساری و تسلیم وامی‌دارد.

شاعر با استفاده از تصاویر ملموس و بهره‌گیری از نمادهای مرسوم ادبیات کهن فارسی، برتری مطلقِ زیبایی یار بر زیبایی‌های طبیعی را به تصویر می‌کشد و این نکته را بازگو می‌کند که در میدانِ جمال و دلبری، هیچ رقیبی یارای مقابله با او را ندارد.

معنای روان

آن زلف که بر گوشهٔ غلطاق نهاد صد داغ جفا بر دل عشاق نهاد

آن دسته‌ مویی که بر لبه‌ی کلاه یا سربند محبوب قرار گرفته است، با زیباییِ خود، صدها نشانه از رنج و بی‌مهری بر دل‌های عاشقانِ بی‌قرار نشانده است.

نکته ادبی: غلطاق در این متن به معنای بخشی از کلاه یا سربند است و 'داغ جفا' استعاره‌ای است از درد و اندوهی که از زیباییِ یار بر دل عاشق می‌نشیند.

بر چهرهٔ او چو طاق ابرویش دید مه خوبی روی خویش بر طاق نهاد

وقتی ماهِ درخشان، کمانِ ابروانِ زیبا را بر چهره‌ی محبوب دید، از شرمِ ناتوانی در رقابت با چنین زیبایی، ادعایِ برتری و درخششِ خود را کنار گذاشت.

نکته ادبی: عبارت 'طاق نهادن' به معنای کنار گذاشتن و رها کردن است و جناسِ میان 'طاق ابرو' و 'طاق نهادن'، هنری کلامی برای برجسته‌سازیِ شرمساریِ ماه در برابرِ یار است.

آرایه‌های ادبی

استعاره داغ جفا

تشبیه رنج و غمِ ناشی از بی‌توجهیِ یار به داغی که بر دل می‌نشیند.

تشخیص ماه ... روی خویش بر طاق نهاد

به ماه ویژگی انسانی نسبت داده شده که از خجالتِ زیباییِ یار، ادعایِ خود را کنار می‌گذارد.

ایهام تناسب طاق

استفاده از واژه طاق در دو معنایِ ظاهری (کمان ابرو) و در ترکیب با فعل (کنار گذاشتن).