دیوان اشعار - رباعیات

عبید زاکانی

رباعی شمارهٔ ۱۲

عبید زاکانی
هر چند بهشت صد کرامت دارد مرغ و می و حور سرو قامت دارد
ساقی بده این بادهٔ گلرنگ به نقد کان نسیهٔ او سر به قیامت دارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر تقابل میان لذت‌های ملموس و نقدِ دنیوی با وعده‌های موعود و نسیه اخروی است. شاعر با رویکردی رندانه و حکیمانه، بهره‌مندی از خوشی‌های عیانِ لحظه را بر دلخوشی‌های دوردست و آینده ترجیح می‌دهد.

فضای حاکم بر شعر، فضایی است که در آن ارزشِ زمان حال و غنیمت شمردن دم، برتر از امید به آینده‌ای موکول به روز جزا انگاشته می‌شود و شاعر در پی یافتنِ بهشت در همین لحظه است.

معنای روان

هر چند بهشت صد کرامت دارد مرغ و می و حور سرو قامت دارد

اگرچه بهشت دارای صدها نوع لطف و پاداش است که شامل خوراکی‌های لذیذ (مرغ)، باده‌های گوارا و همدمانی زیبا با قامت‌های کشیده و موزون می‌شود.

نکته ادبی: ترکیب «سرو قامت» استعاره‌ای است از بلندبالایی و تناسب اندام که در ادبیات کلاسیک فارسی برای توصیف زیبایی محبوب به کار می‌رود.

ساقی بده این بادهٔ گلرنگ به نقد کان نسیهٔ او سر به قیامت دارد

ای ساقی، همین حالا و به صورت نقد، این شراب سرخ‌رنگ را به من بنوشان، چرا که آن وعده‌هایی که برای بهشت داده‌اند، همه نسیه هستند و تحققشان به روز قیامت موکول شده است.

نکته ادبی: تقابل میان «نقد» و «نسیه» در این بیت، شالوده اصلی معنایی شعر است که بر ارجحیت حال بر آینده تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) نقد و نسیه

شاعر با استفاده از این دو واژه که در معاملات تجاری کاربرد دارند، تضادی میان لذت‌های حاضر و وعده‌های آینده ایجاد کرده است تا بی‌حاصلی انتظار را بیان کند.

تشبیه سرو قامت

تشبیه قدِ دلبر به درخت سرو که نمادِ راستی، بلندبالایی و زیبایی است.

کنایه سر به قیامت دارد

کنایه از اینکه دستیابی به آن وعده‌ها بسیار دور است و در این دنیا در دسترس نیست.