دیوان اشعار - رباعیات

عبید زاکانی

رباعی شمارهٔ ۹

عبید زاکانی
هرچند که درد دل هر خسته بسیست وز دست فلک رشتهٔ بگسسته بسیست
زنهار ز کار بسته دل تنگ مدار در نامهٔ غیب راز سربسته بسیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی فلسفی و امیدوارانه به رنج‌ها و تنگناهای زندگی می‌پردازد. شاعر در این قطعه، ضمن تأیید گستردگی دردهای بشری و پیچیدگی تقدیر، مخاطب را به صبر و شکیبایی دعوت می‌کند.

مضمون اصلی، اعتماد به حکمتِ پنهانِ روزگار است؛ بدین معنا که آنچه امروز برای انسان همچون گره‌ای کور یا بن‌بست به نظر می‌رسد، در حقیقت بخشی از طرحِ بزرگ و رازآلودی است که در آینده گشایش خواهد یافت.

معنای روان

هرچند که درد دل هر خسته بسیست وز دست فلک رشتهٔ بگسسته بسیست

اگرچه درد و رنجِ دل‌های شکسته بی‌شمار است و گره‌ها و ناکامی‌هایی که روزگار و تقدیر بر سرِ راهِ آدمی قرار داده بسیار زیاد است.

نکته ادبی: واژه «خسته» در متون کلاسیک، علاوه بر معنای جسمانی، به معنای دل‌شکسته و رنجورِ عاطفی نیز به کار می‌رود. «رشته‌ گسسته» کنایه از گسستنِ امیدها و ناکام ماندن در رسیدن به مقاصد است.

زنهار ز کار بسته دل تنگ مدار در نامهٔ غیب راز سربسته بسیست

هرگز از گره خوردنِ کارهایت دل‌تنگ و ناامید مشو؛ چرا که در دفترِ سرنوشت و علمِ خداوند، حقایق و رازهای پنهانی وجود دارد که سرانجامِ کار را به نیکی رقم خواهند زد.

نکته ادبی: «نامه غیب» استعاره‌ای فاخر برای علمِ لایتناهیِ خداوند یا تقدیرِ ازلی است. «راز سربسته» به معنای حکمتی است که هنوز زمانِ آشکار شدنِ آن نرسیده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه کار بسته

اشاره به بن‌بست‌های زندگی و مشکلاتی که حل‌شدنشان ناممکن به نظر می‌رسد.

استعاره نامه غیب

تشبیه تقدیر و علم خداوند به نامه‌ای که در آن سرنوشتِ همگان مکتوب است.

تضاد و مراعات نظیر کار بسته / راز سربسته

استفاده از واژگانِ هم‌خانواده با مفهومِ بسته بودن که بر درکِ ناآگاهیِ انسان از عاقبتِ امور تأکید دارد.