دیوان اشعار - رباعیات

عبید زاکانی

رباعی شمارهٔ ۷

عبید زاکانی
امشب من و چنگیی و معشوقهٔ چست بودیم به عیش و عهد کردیم درست
ساقی ز بلور ناب بر روی زمین میکشت عقیق و لولوتر میرست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، صحنه‌ای از یک بزم شبانه ترسیم شده است که در آن شاعر با همراهی نوازنده چنگ و معشوقِ زیرک خود، به خوش‌گذرانی می‌پردازد. فضا آکنده از شور و صمیمیت است و تعهد به عهد و پیمان، این لحظات را به یک میثاق عاشقانه بدل کرده است.

شاعر در بیان توصیف شراب، با استفاده از استعاره‌های بدیع، رنگ و درخشش شراب را به جواهراتی چون عقیق و مروارید تشبیه کرده است. تصویرسازی ساقی در حال ریختن شراب، گویی عملی است که در آن، شکوه و تجمل در هم آمیخته و زیباییِ لحظه را دوچندان کرده است.

معنای روان

امشب من و چنگیی و معشوقهٔ چست بودیم به عیش و عهد کردیم درست

امشب من و نوازنده چنگ و معشوقِ چالاک و باهوش، در کنار هم به شادی و خوش‌گذرانی پرداختیم و با یکدیگر عهد و پیمانی محکم بستیم.

نکته ادبی: واژه "چست" در زبان کهن به معنای زرنگ، چالاک و آماده‌به‌کار است و "چنگی" به کسی اطلاق می‌شود که ساز چنگ را می‌نوازد.

ساقی ز بلور ناب بر روی زمین میکشت عقیق و لولوتر میرست

ساقی از ظرفی از جنس بلور خالص، شراب را بر زمین می‌ریخت؛ گویی که عقیق سرخ را می‌کشت و در عوض، مرواریدهای تازه و درخشان از زمین می‌رویاند.

نکته ادبی: در این بیت "کشتن" کنایه از ریختن و صرف کردن شراب است و "میرست" که از ریشه رستن است، به معنای روییدن و پدیدار شدن، برای زیبایی و درخشش قطرات شراب به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره عقیق

اشاره به شراب سرخ که از نظر رنگ و درخشش به سنگ قیمتی عقیق تشبیه شده است.

استعاره لولوتر

اشاره به قطرات درخشان شراب که به مرواریدهای تازه و آب‌دار تشبیه شده‌اند.

تضاد می‌کشت / میرست

تقابل میان فعلِ کشتن (مرگ) و رستن (رویش) که باعث افزایش غنای معنایی و موسیقیایی کلام شده است.