دیوان اشعار - رباعیات

عبید زاکانی

رباعی شمارهٔ ۶

عبید زاکانی
دنیا نه مقام ماست نه جای نشست فرزانه در او خراب اولیتر و مست
بر آتش غم ز باده آبی میزن زان پیش که در خاک روی باد بدست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر ناپایداری و گذرا بودن جهان تأکید دارند و به مخاطب یادآوری می‌کنند که دلبستگی به این دنیای فانی، بیهوده است.

شاعر با رویکردی خردمندانه، انسان را به رهایی از اندوهِ فردا و بهره‌مندی از خوشی‌های لحظه‌ای در کنار بی‌اعتنایی به امور دنیوی فرا می‌خواند تا پیش از رسیدنِ مرگ، بارِ غم را از دوش برگیرد.

معنای روان

دنیا نه مقام ماست نه جای نشست فرزانه در او خراب اولیتر و مست

این جهان جایگاه همیشگی ما نیست و نمی‌توان در آن آرام گرفت. خردمند کسی است که با بی‌اعتنایی به قید و بندهای دنیا، گویی مست و وارسته است و این حالت برای او بهتر است.

نکته ادبی: واژه 'خراب' در متون کهن به ویژه در ادبیات عرفانی و رندانه، به معنای رهایی از قیود عقل مصلحت‌اندیش و مستیِ معنوی است، نه به معنای ویرانی و تباهی.

بر آتش غم ز باده آبی میزن زان پیش که در خاک روی باد بدست

پیش از آنکه مرگ فرا رسد و تو به خاک تبدیل شوی و وجودت بر باد رود، با نوشیدن باده (شادی و بی‌خیالی)، آتشِ اندوه و نگرانی‌های زندگی را خاموش کن.

نکته ادبی: عبارت 'در خاک روی باد بدست' کنایه‌ای دقیق از زوال قطعی انسان است که پس از مرگ، پیکرش به خاک تبدیل شده و به دست باد سپرده می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تضاد آتش غم و آب باده

تقابل میان سوزندگیِ غم و ویژگیِ خنک‌کنندگیِ باده که به تلطیف فضا کمک کرده است.

کنایه در خاک روی باد بدست

اشاره‌ای کنایی به فناپذیری انسان و مرگ که در آن جسم آدمی به خاک و غبار بدل می‌شود.

استعاره خراب و مست

استعاره از وارستگی و دوری از عقل مصلحت‌اندیشِ دنیوی که در ظاهر به معنای ویرانی است اما در باطن، آزادی از قیود است.