دیوان اشعار - مقطعات

عبید زاکانی

شمارهٔ ۲۵ - در مناجات گوید به وضع مطایبه

عبید زاکانی
خدایا دارم از لطف تو امید که ملک عیش من معمور داری
بگردانی بلای زهد از من قضای توبه از من دور داری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، سراینده با لحنی مناجات‌گونه و خالصانه، از درگاه خداوند خواستارِ تداوم شادکامی و نشاط معنوی است. او به جای آنکه زهد و پارساییِ خشک و ظاهری را بطلبد، به دنبالِ رهایی از این قید و بندهاست و آبادانیِ ملکِ دل را در گروِ بهره‌مندی از فیض الهی می‌بیند.

در نگاه شاعر، زهدِ بی‌روح نه یک فضیلت، بلکه بلا و مصیبتی است که مانع از چشیدنِ طعم خوشِ زندگی می‌شود. بدین سبب، او از خداوند می‌خواهد تا او را از این نوع تقدیرهای تلخ که منجر به توبه‌های ظاهری و دوری از لذت‌های معنوی است، محافظت کند.

معنای روان

خدایا دارم از لطف تو امید که ملک عیش من معمور داری

پروردگارا، من به لطف و کرم تو امیدوارم که فضای زندگی و شادکامی مرا همواره آباد و پر رونق حفظ کنی.

نکته ادبی: واژه معمور در اینجا صفت مفعولی به معنای آباد شده و رونق‌یافته است و ملک عیش به فضای درونی و حالات خوشِ روحی اشاره دارد.

بگردانی بلای زهد از من قضای توبه از من دور داری

از تو درخواست می‌کنم که مصیبت زهدِ خشک و بی‌روح را از من بازگردانی و تقدیر توبه‌های اجباری و ریاکارانه را از من دور نگه‌داری.

نکته ادبی: شاعر با کاربرد بلای زهد، نگاهی منتقدانه به زهدِ ظاهری دارد و آن را نه یک کمال، بلکه آفتی برای روحِ آزاد می‌داند.

آرایه‌های ادبی

استعاره ملک عیش

تشبیه کردن فضای شادمانی و لحظات خوش به سرزمینی آباد (ملک) که نیازمند مراقبت و حفظ است.

تضاد مفهومی بلای زهد

قرار دادن دو کلمه بلا و زهد کنار هم، برای نشان دادن نگاه منفی شاعر به زهدِ افراطی و ظاهری.