دیوان اشعار - مقطعات

عبید زاکانی

شمارهٔ ۲۲ - در حسرت بی پولی گوید

عبید زاکانی
ای اقچه گرد روی کانی ای بی تو حرام زندگانی
ای راحت جان و قوت دل ای مایهٔ عیش و کامرانی
تا کی باشد عبید بی تو تن داده به عجز و ناتوانی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات طنزآمیز و کنایه‌آمیز از عبید زاکانی، در واقع خطاب به «پول» (اقچه) سروده شده است. شاعر با بهره‌گیری از قالب غزل و لحنی که معمولاً برای توصیف معشوق به کار می‌رود، به ستایشِ پول پرداخته و این نقیضه‌گویی، به خوبی بیانگرِ نیازِ شدید و وابستگیِ انسان به ثروت است.

شاعر در این اثر، با هوشمندی و طنز سیاه، جایگاه معشوقِ عرفانی یا زمینی را با پول عوض می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه نبودِ تمکن مالی، زندگی را به کامِ انسان تلخ کرده و او را به ورطه‌ی ضعف و ناتوانی می‌کشاند.

معنای روان

ای اقچه گرد روی کانی ای بی تو حرام زندگانی

ای سکه که چهره‌ای گرد داری، زندگی بدون وجود تو بر من روا نیست و تلخ است.

نکته ادبی: «اقچه» واحد پولی رایج در آن دوران بوده است و «گرد روی» توصیفی است که هم به شکل ظاهری سکه اشاره دارد و هم استعاره از معشوقی زیبا‌چهره است.

ای راحت جان و قوت دل ای مایهٔ عیش و کامرانی

ای که مایه آرامش روح و نیروی قلب منی، تو عامل اصلی خوشگذرانی و رسیدن به آرزوها هستی.

نکته ادبی: ترکیبات «راحت جان» و «قوت دل» در شعر کلاسیک معمولاً برای معشوق به کار می‌روند که شاعر در اینجا با ساختارشکنی آن‌ها را به پول نسبت داده است.

تا کی باشد عبید بی تو تن داده به عجز و ناتوانی

تا چه زمانی باید من (عبید) بدون بهره‌مندی از تو، در برابر مشکلات به زبونی و ناتوانی تن دهم؟

نکته ادبی: «عبید» تخلص شاعر است که در اینجا با استعاره‌ای تلخ، خود را بنده و مطیعِ پول می‌نامد.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (شخصیت‌بخشی) تمامی ابیات

شاعر با خطاب قرار دادن پول به عنوان یک معشوق و منبع آرامش، به آن شخصیت انسانی بخشیده است.

طنز و نقیضه (پارودی) کل اثر

استفاده از زبان عاشقانه و عارفانه برای ستایش پول، نمونه‌ای درخشان از طنز اجتماعی عبید زاکانی است.

ایهام عبید

تخلص شاعر است که به معنای «بنده و کوچک» نیز هست و به وابستگی مطلق او به پول اشاره دارد.