دیوان اشعار - مقطعات

عبید زاکانی

شمارهٔ ۲۱ - در حقیقت احوال خود گوید

عبید زاکانی
بیش از این از ملک هر سالی مرا خرده ای از هر کناری آمدی
در وثاقم نان خشک و تره ای در میان بودی چو یاری آمدی
گه گهی هم باده حاضر میشدی گر ندیمی یا نگاری آمدی
نیست در دستم کنون از خشک و تر زآنچه وقتی در کناری آمدی
غیر من در خانه ام چیزی نماند هم نماندی گر به کاری آمدی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بازتابی از گذار تلخ زندگی از دوران برخورداری به فقر و انزواست. شاعر با نگاهی حسرت‌آلود به گذشته، زمانی را به یاد می‌آورد که گرچه ثروت کلانی نداشت، اما بضاعت اندکی برای پذیرایی از یاران و همدمان در بساطش بود و گرمای محفل دوستانه در خانه‌اش برقرار بود.

در فضای کنونی، او از دست‌رفتنِ کاملِ آن بضاعت ناچیز را به تصویر می‌کشد؛ به گونه‌ای که دیگر نه نانی برای خوردن و نه یاری برای دیدن باقی مانده است. این کلام، روایتگر تنهاییِ عمیق و استیصالی است که در پیِ فقر بر انسان چیره می‌شود و او را از اجتماعِ یاران دور می‌سازد.

معنای روان

بیش از این از ملک هر سالی مرا خرده ای از هر کناری آمدی

در گذشته، هر ساله سهم اندکی از عایدی زمین یا دارایی‌ام به دستم می‌رسید.

نکته ادبی: «بیش از این» در اینجا به معنای «پیش از این» و «در گذشته» است. «ملک» به معنای املاک و دارایی‌های غیرمنقول است.

در وثاقم نان خشک و تره ای در میان بودی چو یاری آمدی

اگر دوستی به خانه‌ام می‌آمد، لااقل نان خشک و سبزی برای پذیرایی از او داشتم.

نکته ادبی: «وثاق» واژه‌ای عربی به معنای خانه و اتاق است. «تره» نماد ساده‌ترین نوع خوراک است که به نشانه پذیرایی بی‌تکلف ذکر شده است.

گه گهی هم باده حاضر میشدی گر ندیمی یا نگاری آمدی

گاه‌وبیگاه نیز اگر هم‌نشین یا معشوقی به دیدارم می‌آمد، باده‌ای برای پذیرایی فراهم بود.

نکته ادبی: «ندیم» به معنای همنشین و «نگار» به معنای محبوب و معشوق است.

نیست در دستم کنون از خشک و تر زآنچه وقتی در کناری آمدی

امروزه دیگر هیچ‌چیز، نه غذای ساده و نه مایملک دیگری، برایم باقی نمانده است.

نکته ادبی: «خشک و تر» کنایه از همه چیز (کل دارایی) است.

غیر من در خانه ام چیزی نماند هم نماندی گر به کاری آمدی

جز خودم هیچ‌چیز در خانه‌ام باقی نمانده است؛ حتی اگر برای کاری هم به سراغم بیایی، چیزی برای ارائه نخواهم داشت.

نکته ادبی: مصراع دوم بیانگر اوج استیصال و بی‌چیزی است؛ به این معنا که حتی وجودِ خودِ شاعر نیز تنها چیزی است که در خانه مانده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه خشک و تر

کنایه از همه دارایی‌ها و لوازم زندگی که اکنون از دست رفته است.

تضاد گذشته و حال

تقابل میان برخورداریِ اندک در گذشته (نان و تره) و تهیدستی مطلق در زمان حال که فضای حسرت‌بار شعر را شکل داده است.

نمادپردازی نان خشک و تره

نمادِ سادگیِ معیشت و قناعت در عینِ مهمان‌نوازی در دوران گذشته.