دیوان اشعار - مقطعات

عبید زاکانی

شمارهٔ ۲۰ - در نصیحت

عبید زاکانی
ای دل ز اهل و اولاد دیگر مکش ملامه در شهر خویش بنشین بالخیر والسلامه
آن قوم بی کرم را یک بار آزمودی « من جرب المجرب حلت به الندامه »

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر روحیه‌ای است که پس از تجربه و آزمودنِ دیگران به نوعی استغنا و بی‌نیازی رسیده است. شاعر خطاب به خویشتنِ خویش، خود را از رنجِ توقع داشتن از کسانی که فاقدِ مهر و مروت هستند، باز می‌دارد و بر کناره‌جویی از آن قوم و آرام گرفتن در خلوت و امنیتِ درون تأکید می‌ورزد.

پیام اصلی این سروده، درسِ عبرت‌گیری از تجربه‌های گذشته است؛ اینکه تکرارِ اعتماد به کسانی که پیش‌تر ناسپاسیِ خود را اثبات کرده‌اند، تنها پشیمانی به بار می‌آورد و عقلانیت حکم می‌کند که با قطعِ چشم‌داشت از دیگران، آرامش و عافیت را در خویشتن جستجو کرد.

معنای روان

ای دل ز اهل و اولاد دیگر مکش ملامه در شهر خویش بنشین بالخیر والسلامه

ای دل، دیگر از رفتارهای اهل‌ و عیال و نزدیکان گلایه و شکایت مکن و بارِ ملامت را بر دوش مکش؛ در شهر و خانه خود با آرامش و عافیت بنشین و از پیِ جلبِ توجه یا محبتِ بیهوده مرو.

نکته ادبی: واژه ملامه صورتی از کلمه ملامت است که به ضرورت وزن شعر تغییر یافته است. ترکیب بالخیر والسلامه عبارتی عربی و متداول است که به معنای عاقبت‌بخیری و سلامت به کار می‌رود.

آن قوم بی کرم را یک بار آزمودی « من جرب المجرب حلت به الندامه »

تو که آن گروهِ ناسپاس و بی‌مروت را یک‌بار آزموده و شناخته‌ای، دیگر دست به آزمونِ دوباره نزن؛ چرا که طبق ضرب‌المثل مشهور، کسی که فردِ آزموده‌شده را دوباره بیازماید، پشیمانی نصیبش خواهد شد.

نکته ادبی: عبارت من جرب المجرب حلت به الندامه یک ضرب‌المثل عربی مشهور است که به معنای لزومِ عبرت‌گیری از تجربه‌های پیشین است. قوم بی‌کرم استعاره از کسانی است که فاقدِ خوی بخشندگی و کرامت انسانی هستند.

آرایه‌های ادبی

تلمیح من جرب المجرب حلت به الندامه

ارجاع به ضرب‌المثلی مشهور جهت تأکید بر لزوم عبرت‌گیری و پرهیز از تکرار اشتباه در اعتماد به افراد آزموده‌شده.

تشخیص (شخصیت‌بخشی) ای دل

خطاب قرار دادنِ قلب که نشان از گفتگوی درونی، خودکاوی و تلاش شاعر برای متقاعد کردن خویشتن دارد.

استعاره قوم بی‌کرم

اشاره به افرادی که در روابط انسانی فاقد صفا، محبت و مروت هستند.