دیوان اشعار - مقطعات

عبید زاکانی

شمارهٔ ۱۴ - در تضمین مطلع یکی از قصاید سعدی گوید

عبید زاکانی
چه تفاوت کند ار زانکه بیائی بر ما « بامدادان که تفاوت نکند لیل و نهار»
دست در دامن می زن که از این پس همه روز « خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار »

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت چکیده‌ای از دعوتِ شاعرانه به شادی و غنیمت‌شمردنِ وقت است. محوریت کلام بر محورِ دم‌غنیمتی و ستایشِ حضورِ یار و زیبایی‌های بهاری می‌چرخد.

شاعر با زبانی نرم و دلنشین، مخاطب را ترغیب می‌کند که دغدغه‌های زمانی و محدودیت‌های معمول را کنار بگذارد و در فضای دل‌انگیز بهار، به لذت‌جویی و تماشای طبیعت و وصال روی آورد؛ گویی با آمدن یار، زمان از معنای معمول خود تهی شده و ابدیت در همان لحظه متجلی می‌شود.

معنای روان

چه تفاوت کند ار زانکه بیائی بر ما « بامدادان که تفاوت نکند لیل و نهار»

فرقی نمی‌کند که تو چه زمانی به دیدار ما بیایی، حتی اگر در صبحگاهی باشد که تمایزی میان شب و روز وجود ندارد، حضور تو در هر لحظه، آن لحظه را به زیباترین و خاص‌ترین زمان تبدیل می‌کند.

نکته ادبی: واژه لیل و نهار برگرفته از عربی است و برای نشان دادن گذر زمان و تقابل شب و روز به کار می‌رود که در اینجا به معنای بی‌زمانی در حضور یار است.

دست در دامن می زن که از این پس همه روز « خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار »

به باده و جام شراب پناه ببر و خود را به شادی بسپار، چرا که از این پس، صحرا و طبیعت به واسطه فرارسیدن بهار، بسیار دلکش و تماشایی شده است و فرصتی برای غصه خوردن نیست.

نکته ادبی: دامن می استعاره‌ای فاخر و کنایی از جام شراب یا مصاحبت با معشوق است که برای دعوت به عیش و طرب به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد لیل و نهار

تقابل میان شب و روز برای نشان دادن گذر زمان و تأکید بر بی‌اهمیت بودن زمان در حضور یار.

کنایه دست در دامن می زدن

کنایه از دعوت به شراب‌نوشی و غنیمت شمردن وقت و لذت بردن از لحظات.

ایهام دامن

در اینجا علاوه بر معنای واقعی، در ترکیب با می، به لبه یا ظرف شراب نیز اشاره دارد.