دیوان اشعار - مقطعات

عبید زاکانی

شمارهٔ ۱۱ - در تعریض

عبید زاکانی
آنکه گردون فراشت و انجم کرد عقل و روح آفرید و مردم کرد
رشتهٔ کاینات در هم بست پس سر رشته در میان گم کرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی هستی‌شناسانه، قدرت مطلق آفریدگار را در تدبیرِ نظامِ عالم و خلقتِ موجوداتِ مادی و معنوی به تصویر می‌کشد. شاعر ابتدا به شکوهِ کیهانی و نظمِ موجود در عقل و جان اشاره دارد که نشان از حکمتِ الهی است.

در بخش دوم، شاعر به محدودیتِ درکِ بشری در برابرِ اسرارِ خلقت اشاره می‌کند. تشبیه جهان به ریسمانی درهم‌تنیده که آغاز و انجامش از دیدِ آدمی پنهان مانده است، به خوبی بیانگر این نکته است که اگرچه عالم دارای نظم و قاعده‌ای دقیق است، اما حقیقتِ نهاییِ آن همواره برای بشر در پرده‌ای از ابهام باقی می‌ماند.

معنای روان

آنکه گردون فراشت و انجم کرد عقل و روح آفرید و مردم کرد

خداوندگاری که آسمان‌ها را برافراشت و آن را با ستارگان زینت داد و سپس قوه عقل و جان و وجود انسان را از نیستی به عالم هستی آورد.

نکته ادبی: واژه گردون در اینجا به معنای فلک و آسمان است و انجم جمع مکسرِ نجم به معنای ستارگان که نشان از اوج و شکوه آفرینش دارد.

رشتهٔ کاینات در هم بست پس سر رشته در میان گم کرد

او تار و پود هستی و کائنات را با یکدیگر پیوند زد و نظام بخشید، اما انتهای این ریسمانِ آفرینش را چنان پنهان کرد که آدمی از درکِ حقیقتِ آغاز و انجامِ آن بازماند.

نکته ادبی: سر رشته گم کردن کنایه از سرگشتگی و ناتوانی در یافتنِ اصل و حقیقتِ امر است که در اینجا به عجزِ عقل در شناختِ رازِ خلقت اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره رشتهٔ کاینات

تشبیه هستی و عالمِ خلقت به ریسمانی که پیونددهنده‌ی اجزای جهان است.

کنایه سر رشته در میان گم کرد

کنایه از پنهان ماندنِ اسرارِ خلقت و ناممکن بودنِ دسترسی به حقیقتِ مطلق برای انسان.

تضاد و تناسب گردون و انجم

تناسب میان اجزای آسمان و ستارگان که فضایی وسیع و با شکوه را در ذهن ترسیم می‌کند.