دیوان اشعار - مقطعات
شمارهٔ ۹ - در حسرت بر عمر گذشته
عبید زاکانیدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات درونمایهای از حسرت و اندوه نسبت به گذر شتابان عمر و زوال جوانی دارد. شاعر در بند نخست، با نگاهی به گذشته، لحظههای عمر خود را سپریشده در افسوس میبیند و جوانی را چون بادی میداند که به سرعت از دست رفته است.
در بند دوم، راوی از تلاش بیهوده برای تغییر سرنوشت دست کشیده و با تسلیم در برابر مشیت الهی، آرامشی اندوهناک را برگزیده است. پیام نهایی، پذیرش تقدیر و کنار آمدن با ناگزیریهای حیات در برابر قدرت لایزال الهی است.
معنای روان
تمام عمرم با ناله و افسوس سپری شد و مدام با خود میگفتم که چه دریغ و حسرتی است از دست دادن عمر و جوانی که چون برگی بر باد میرود.
نکته ادبی: عبارت 'بر باد رفتن' کنایه از نابودی و بیاثر شدن چیزی است. 'دریغ' اسمی است که برای بیان حسرت و افسوس به کار میرود.
اکنون دیگر تن به آه و ناله دادهام و چارهای جز این ندارم؛ چرا که سرنوشت هرچه هست، به اراده و تقدیر خداوند است و باید با هر پیشامدی ساخت.
نکته ادبی: واژه 'قضا' به معنای حکم و تقدیر الهی است. 'دل نهادن' در اینجا به معنای تسلیم شدن و تن دادن به شرایط است.
آرایههای ادبی
اشاره به نابودی، هدر رفتن و گذرا بودنِ تند و ناپایدارِ عمر.
به کارگیری دو واژه مترادف جهت تأکید بر شدت اندوه و غمِ درونی شاعر.
عبارتی که برای ابراز تسلیم و پذیرشِ بیچون و چرایِ سرنوشت و مشیت الهی به کار میرود.