دیوان اشعار - مقطعات

عبید زاکانی

شمارهٔ ۳ - در شکایت از قرض

عبید زاکانی
مرا قرض هست و دگر هیچ نیست فراوان مرا خرج و زر هیچ نیست
جهان گو همه عیش و عشرت بگیر مرا زین حکایت خبر هیچ نیست
هنر خود ندانم و گر نیز هست چو طالع نباشد هنر هیچ نیست
عنان ارادت چو از دست رفت غم و فکر برگ و دگر هیچ نیست
به درگاه او التجا کن عبید که این رفتن در به در هیچ نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، بازتابی است از وضعیت معیشتی دشوار و تنگدستیِ شاعر که در آن با زبانی صریح و در عین حال سوزناک، به نقدِ بی‌وفاییِ روزگار و بی‌اثر بودنِ هنر و دانش در برابرِ بختِ بد می‌پردازد. فضای حاکم بر ابیات، نوعی یأسِ فلسفی و اجتماعی است که سرانجام، راهِ رهایی از این بن‌بست را نه در تلاش‌های بیهوده دنیوی، بلکه در توکل و پناه بردن به آستانِ خداوند می‌جوید.

معنای روان

مرا قرض هست و دگر هیچ نیست فراوان مرا خرج و زر هیچ نیست

تمامی دارایی و وضعیت من محدود به بدهی‌های بسیار است و جز این، هیچ چیز ندارم؛ مخارج زندگی بر من سنگینی می‌کند و پولی در بساط ندارم.

نکته ادبی: زر در اینجا نماد ثروت و دارایی است و خرج به معنای هزینه‌های معیشتی به کار رفته است.

جهان گو همه عیش و عشرت بگیر مرا زین حکایت خبر هیچ نیست

دنیا اگر می‌خواهد غرق در خوشگذرانی و لذت باشد، باشد؛ اما من به قدری درگیر مشکلاتم هستم که گویی در این دنیا نیستم و از این خوشی‌ها بی‌خبرم.

نکته ادبی: عیش و عشرت تلمیحی به خوشی‌های زودگذر دنیا دارد که در برابر فقر شاعر قرار گرفته است.

هنر خود ندانم و گر نیز هست چو طالع نباشد هنر هیچ نیست

من نه هنر و نه دانشی دارم؛ اما اگر هم کسی هنر داشته باشد، تا وقتی بخت و اقبال با او یار نباشد، هنرش پشیزی ارزش ندارد.

نکته ادبی: طالع به معنای بخت و اقبال است که در ادبیات کلاسیک، عاملی تعیین‌کننده در سرنوشت انسان انگاشته می‌شد.

عنان ارادت چو از دست رفت غم و فکر برگ و دگر هیچ نیست

وقتی قدرتِ اراده و کنترلِ امور از دستِ آدمی خارج شود، دیگر هیچ خیالی جز نگرانی برای تأمینِ نیازهایِ روزمره و توشه زندگی باقی نمی‌ماند.

نکته ادبی: برگ در متون کهن علاوه بر معنای گیاه، به معنای قوت، توشه و ساز و برگ زندگی به کار می‌رفته است.

به درگاه او التجا کن عبید که این رفتن در به در هیچ نیست

ای عبید، تنها به درگاهِ خداوند پناه ببر، چرا که این آوارگی و در به در گشتن در طلبِ دنیایِ فانی، بی‌حاصل و بی‌ارزش است.

نکته ادبی: التجا به معنای پناه بردن و زاری کردن در پیشگاه خداوند است و تخلص شاعر نیز در این بیت آمده است.

آرایه‌های ادبی

ردیف هیچ نیست

تکرار عبارت هیچ نیست در پایان تمام ابیات، تأکید بر ناامیدی و پوچیِ امور دنیوی است.

تضاد عیش و عشرت و قرض و فقر

تقابل میان لذت‌های دنیوی دیگران و تنگدستی شاعر، عمق رنج او را نمایان می‌کند.

تخلص عبید

استفاده از نام هنری شاعر در بیت آخر برای خطاب قرار دادن خود و توصیه به خویشتن.