دیوان اشعار - غزلیات

عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۹۲

عبید زاکانی
منگر به حدیث خرقه پوشان آن سخت دلان سست کوشان
آویخته سبحه شان به گردن همچون جرس از درازگوشان
از دور چو کشتگان ببینی از راه بگرد و رو بپوشان
از بند ریا و زرق برخیز با ساده نشین و باده نوشان
مفروش به ملک هر دو عالم خاک سر کوی می فروشان
در باغ چه خوش بود سحرگاه ما سرخوش و بلبلان خروشان
مطرب غزل عبید برخوان دل برده ز دست تیزهوشان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر درونمایه‌ای انتقادی و اجتماعی دارد و شاعر با زبانی صریح و بی‌پرده به نکوهش ریاکاران و تظاهرکنندگان به زهد و دین‌داری پرداخته است. او با تقابلِ میان ظاهرِ فریبنده‌ی صوفی‌نماهای دروغین و حقیقتِ درونیِ آزادگان، تصویری از جامعه‌ی عصر خود ارائه می‌دهد که در آن، جایگاهِ مفاهیمِ اخلاقی تغییر کرده و ریاکاری رواج یافته است.

در بخش دوم، شاعر با تغییر فضا به سوی طبیعت و لذت‌های بی‌آلایش، به دعوتِ مخاطب به سوی رندی، سادگی و زندگی توأم با سرمستیِ عارفانه یا شاعرانه می‌پردازد. او معتقد است که رهایی از قید و بندهای فکریِ زاهدانِ ریاکار و پیوستن به جمعِ ساده‌دلانِ باده‌نوش، راهِ رسیدن به سعادتی است که از پادشاهیِ هر دو عالم ارزشمندتر است.

معنای روان

منگر به حدیث خرقه پوشان آن سخت دلان سست کوشان

به سخنان و ادعاهای کسانی که لباس تصوف و زهد به تن دارند، اما در واقع دلی سخت و اراده‌ای سست در پیمودنِ راه حقیقت دارند، توجه و اعتماد نکن.

نکته ادبی: خرقه پوشان در اینجا کنایه از مدعیانِ زهد و صوفی‌نمایان است. سست‌کوشان به کسانی اشاره دارد که در مسیر کمال قدمی استوار برنمی‌دارند.

آویخته سبحه شان به گردن همچون جرس از درازگوشان

تسبیحی که به گردن آویخته‌اند، همانند زنگوله‌ای است که بر گردن الاغ می‌بندند؛ یعنی این تسبیح‌گردانیِ آن‌ها نه نشانه‌ی زهد، بلکه نشانه‌ی حماقت و بی‌خردیِ آنان است.

نکته ادبی: تشبیه تسبیح به زنگوله‌ی گردن الاغ، یکی از تندترین و صریح‌ترین آرایه‌های تحقیرآمیز در ادبیات کلاسیک برای طردِ ریاکاران است.

از دور چو کشتگان ببینی از راه بگرد و رو بپوشان

اگر از دور دیدی که با ظاهری مرده‌مانند و زاهدانه نشسته‌اند، از همان مسیر بازگرد و دوری کن و حتی نگاهت را از آنان برگیر.

نکته ادبی: کشتگان در اینجا به معنای مقتولین نیست، بلکه به معنای کسانی است که از دنیا دست شسته و ظاهری بی‌روح و سرد (زاهدانه) به خود گرفته‌اند.

از بند ریا و زرق برخیز با ساده نشین و باده نوشان

از بندهای ریاکاری و فریب‌خوری خود را رها کن و با کسانی هم‌نشین شو که بی‌آلایش هستند و اهلِ نوشیدنِ باده (نشاط و مستی) می‌باشند.

نکته ادبی: زرق به معنای تزویر و فریب است. سادگی در اینجا به معنای صفای باطن و بی‌آلایشی است.

مفروش به ملک هر دو عالم خاک سر کوی می فروشان

ارزشِ خاکِ درِ میخانه (که نمادِ آزادگی و رندی است) آن‌قدر بالاست که نباید آن را با پادشاهیِ هر دو جهان معاوضه کرد.

نکته ادبی: ملک هر دو عالم کنایه از تمام دارایی‌های دنیوی و اخروی است که در برابرِ حالِ خوش و آزادگیِ رندانه ناچیز شمرده شده است.

در باغ چه خوش بود سحرگاه ما سرخوش و بلبلان خروشان

چه لحظاتِ دلپذیری است در باغ و در وقت سحرگاه، که ما از نشاط سرشاریم و بلبلان نیز با شور و غوغا آواز می‌خوانند.

نکته ادبی: سرخوش در اینجا به معنای کسی است که به مستیِ شوق و نشاطِ قلبی رسیده است.

مطرب غزل عبید برخوان دل برده ز دست تیزهوشان

ای نوازنده، غزلِ عبید را بخوان که این سروده‌ها چنان عمیق و شیرین است که دلِ حتی خردمندان و زیرکان را نیز ربوده است.

نکته ادبی: تخلص شاعر (عبید) در پایان بیت آمده است. تیزهوشان اشاره به افرادی دارد که قدرت تشخیص حقیقت از ریا را دارند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه همچون جرس از درازگوشان

تشبیه تسبیح‌گردانیِ ریاکاران به زنگوله‌ی گردن الاغ جهت تحقیر و بی‌ارزش دانستنِ عمل آن‌ها.

تضاد ریا و زرق با ساده‌نشین

تقابلِ میان تزویر و فریبِ صوفی‌نمایان با صفای باطن و بی‌آلایشیِ باده‌نوشان.

اغراق مفروش به ملک هر دو عالم

بزرگ‌نماییِ ارزشِ حالِ خوشِ رندانه در برابر تمام دارایی‌های جهان.

مراعات نظیر باغ، سحرگاه، بلبل

استفاده از واژگانی که در کنار هم فضای طبیعت و نشاطِ صبحگاهی را تداعی می‌کنند.