دیوان اشعار - غزلیات

عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۸۴

عبید زاکانی
هرگه که شبی خود را در میکده اندازیم صد فتنه برانگیزیم صد کیسه بپردازیم
آن سر که بود در می وان راز که گویدنی ما مونس آن سریم ما محرم آن رازیم
هر نغمه که پیش آرند ما با همه در شوریم هر ساز که بنوازند ما با همه در سازیم
زین پیش کسی بودیم و امروز در این کشور ما جمری بغدادیم ما بکروی شیرازیم
گر حکم کند سلطان کین باده براندازند او باده براندازد ما بنک براندازیم
آنروز که در محشر مردم همه گرد آیند ما با تو در آن غوغا دزدیده نظر بازیم
بر یاد تو هر ساعت مانند عبید اکنون بزمی دگر افروزیم عیشی دگر آغازیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، نمایانگر فضای فکریِ رندانه‌ای است که در آن شاعر با زبانی جسورانه و ساختارشکن، به تقابل با هنجارهایِ رسمیِ زمانه می‌پردازد. فضای کلی شعر، ستایشِ خوش‌باشی، بی‌اعتنایی به هراس‌هایِ اخروی و دنیوی، و پافشاری بر عشق و شیدایی در برابرِ زهدِ خشک و ریاکارانه است.

شاعر در این ابیات، خود را به عنوان کسی ترسیم می‌کند که هویتی آزاد و رها از قید و بندهایِ اجتماعی و حکومتی دارد. او با اشاره به استقامت در مسیرِ عشق و لذت، حتی در روزِ قیامت و در برابرِ فرمانِ پادشاه، استقلالِ فکری و روحی خود را به رخ می‌کشد و عشق را محورِ اصلیِ هستیِ خود قرار می‌دهد.

معنای روان

هرگه که شبی خود را در میکده اندازیم صد فتنه برانگیزیم صد کیسه بپردازیم

هر زمان که شبانگاه به میخانه پا می‌گذاریم، با این کار، آشوبی در شهر به پا می‌کنیم و تمام دارایی خود را در راه خوش‌گذرانی و نوشیدن صرف می‌کنیم.

نکته ادبی: میکده نمادی از فضای گسست از هنجارهای رسمی و ورود به ساحت رندی است.

آن سر که بود در می وان راز که گویدنی ما مونس آن سریم ما محرم آن رازیم

ما با آن سری که در شراب غرق است و با آن رازی که تنها اهل دل از آن آگاهند، هم‌نشین و هم‌راز هستیم.

نکته ادبی: مونس و محرم در اینجا بر نزدیکیِ عاطفی و معرفتی میان شاعر و امرِ قدسی یا معشوق دلالت دارد.

هر نغمه که پیش آرند ما با همه در شوریم هر ساز که بنوازند ما با همه در سازیم

ما با هر نغمه و نوایی که نواخته شود، هم‌نوا و هم‌ساز هستیم و با هر سازِ زمانه هماهنگ می‌شویم.

نکته ادبی: شور به دو معنایِ یکی از دستگاه‌های موسیقی و دیگری حالتِ هیجان و بی‌قراری استفاده شده است.

زین پیش کسی بودیم و امروز در این کشور ما جمری بغدادیم ما بکروی شیرازیم

ما در گذشته فردی بودیم و امروز در این سرزمین، هویتی تازه یافته‌ایم؛ همان‌گونه که جمری در بغداد و بکروی در شیراز معروف بودند، ما نیز در راه و روش خود خاص و متمایز هستیم.

نکته ادبی: جمری بغدادی و بکروی شیرازی اشاره به اشخاص یا تیپ‌های شخصیتیِ مشهور به لاابالی‌گری یا رندی در آن دوران دارد.

گر حکم کند سلطان کین باده براندازند او باده براندازد ما بنک براندازیم

اگر پادشاه دستور دهد که شراب را ممنوع کنند، او شاید شراب را از بین ببرد، اما ما با این دستور، اساس و پایه‌های حکومت او را متزلزل می‌کنیم.

نکته ادبی: بنک در اینجا به معنای اساس، بنیاد یا خزانه به کار رفته که در برابر باده نوعی تقابلِ رندانه ایجاد کرده است.

آنروز که در محشر مردم همه گرد آیند ما با تو در آن غوغا دزدیده نظر بازیم

آن روزی که در قیامت، همه مردم برای حساب‌رسی گرد هم می‌آیند، ما در میان آن هیاهو، مخفیانه با تو نگاه عاشقانه رد و بدل خواهیم کرد.

نکته ادبی: دزدیده نظر بازی کنایه از تداومِ عشق و بی‌اعتنایی به هراسِ روزِ محشر است.

بر یاد تو هر ساعت مانند عبید اکنون بزمی دگر افروزیم عیشی دگر آغازیم

مانند عبید، ما نیز هر لحظه به یاد تو، بزم شادمانی تازه‌ای برپا می‌کنیم و زندگی را با شادی از نو آغاز می‌کنیم.

نکته ادبی: ذکر نام عبید در پایان غزل، تخلص شاعر است که نشان‌دهنده هویتِ سخنور است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح جمری بغداد و بکروی شیراز

اشاره به شخصیت‌های تاریخی یا تیپ‌های اجتماعیِ معروفِ زمانه که به رندی و بی‌قیدی مشهور بوده‌اند.

ایهام شور

اشاره همزمان به یکی از دستگاه‌های موسیقی و حالتِ شیدایی و هیجان.

تضاد باده و بنک

تقابلِ میانِ مظاهرِ لذت‌جویی و پایه‌هایِ حکومتی و دنیوی که نوعی دهن‌کجی به قدرتِ حاکم است.