دیوان اشعار - غزلیات

عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۶۰

عبید زاکانی
یار پیمان شکنم با سر پیمان آمد دل پر درد مرا نوبت درمان آمد
این چه ماهیست که کاشانهٔ ما روشن کرد وین چه شمعیست که بازم به شبستان آمد
بخت باز آمد و طالع در دولت بگشاد مدعی رفت و مرا کار به سامان آمد
می بیارید که ایام طرب روی نمود گل بریزید که آن سرو خرامان آمد
از سر لطف ببخشود بر احوال عبید مگرش رحم بدین دیدهٔ گریان آمد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل تصویری از بازگشتِ ناگهانیِ شادی و امید پس از دوره‌ای از غم و ناامیدی است. شاعر با زبانی سرشار از شوق و حیرت، از تجدیدِ دیدار با معشوقی سخن می‌گوید که با آمدنش، فضای تیره‌ی خانه‌ی شاعر را به روشنایی بدل کرده و درهای بخت را دوباره بر او گشوده است.

درون‌مایه‌ی اصلی شعر، ستایشِ وصال و نادیده گرفتنِ جفاهای گذشته در سایه‌ی لطفِ معشوق است. شاعر با استفاده از نمادهای طبیعت و بزم، آمدن معشوق را به قدومِ بهار و نسیمِ خوشِ کامیابی تشبیه می‌کند و با فروتنی، این موهبت را نتیجه‌ی ترحمِ معشوق می‌داند.

معنای روان

یار پیمان شکنم با سر پیمان آمد دل پر درد مرا نوبت درمان آمد

یارِ پیمان‌شکنِ من، دوباره به سرِ قول و قرار خود بازگشت و این اتفاق، درمانی برای دلِ پردرد و رنجورِ من شد.

نکته ادبی: عبارت 'با سرِ پیمان آمدن' به معنای بازگشت به جایگاهِ وفاداری و تعهد است که در ادبیات کلاسیک بسیار رایج است.

این چه ماهیست که کاشانهٔ ما روشن کرد وین چه شمعیست که بازم به شبستان آمد

این چه چهره‌ی درخشانی است که خانه‌ی ساده‌ی ما را روشن کرد و چه وجودِ ارزشمندی است که دوباره به خلوتگاهِ شبانه‌ی من قدم نهاد.

نکته ادبی: واژه 'شبستان' در متون کهن علاوه بر معنای اتاق خواب، به معنای خلوتگاه و حریم خصوصی نیز به کار می‌رود که نمادی از دنیای درونی شاعر است.

بخت باز آمد و طالع در دولت بگشاد مدعی رفت و مرا کار به سامان آمد

بختِ خوش به من روی آورد و درهای کامیابی به رویم باز شد؛ رقیب از میان رفت و اوضاعِ زندگیِ من سر و سامان یافت.

نکته ادبی: اشاره به 'دولت' در معنای کهن به معنای اقبال، خوش‌بختی و پیروزی است و نه لزوماً معنای سیاسی امروزی.

می بیارید که ایام طرب روی نمود گل بریزید که آن سرو خرامان آمد

شراب بیاورید که هنگامِ جشن و سرور فرارسیده است؛ مسیرِ آمدنِ او را با گل گلباران کنید که آن محبوبِ بلندقامت و خوش‌خرام از راه رسید.

نکته ادبی: 'سرو خرامان' استعاره‌ای فاخر و کهن برای توصیف قامت موزون و حرکاتِ باوقار و زیبای معشوق است.

از سر لطف ببخشود بر احوال عبید مگرش رحم بدین دیدهٔ گریان آمد

محبوب از سرِ لطف و مهربانی، وضعیتِ پریشانِ مرا (عبید) بخشید؛ شاید دیدنِ چشمانِ اشک‌بارِ من، دلش را به رحم آورده است.

نکته ادبی: در ادبیات کلاسیک، تخلص شاعر (در اینجا 'عبید') در بیت آخر معمولاً نشان‌دهنده‌ی پایان غزل و پیوندِ شخصیِ احوال شاعر با فضای کلی شعر است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه ماه و شمع

تشبیه معشوق به ماه و شمع برای بیان درخشندگی، زیبایی و نوربخشی به فضای تاریکِ دل و خانه شاعر.

استعاره سرو خرامان

تشبیه قامت و گام‌های متین و موزون معشوق به درخت سرو که نماد بلندقامتی و زیبایی است.

کنایه در دولت بگشاد

کنایه از گشایش در امور زندگی، فرارسیدن ایام کامیابی و تغییرِ بخت از بد به خوب.

تشخیص طالع در دولت بگشاد

بخت و اقبال به عنوان موجودی زنده تصویر شده که درهای خوشبختی را به روی شاعر گشوده است.