دیوان اشعار - غزلیات

عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۴۸

عبید زاکانی
کجا کسیکه مرا مژدهٔ چمانه دهد علی الصباح به من بادهٔ شبانه دهد
ز دوستان و عزیزان که باشد آنکه مرا نشان به کوی مغان و می مغانه دهد
خوشا کسیکه چو رندان ز خانه وقت سحر بدر گریزد و تن در شرابخانه دهد
غلام دولت آنم که هرچه بستاند به شمع و شاهد و چنگ و دف و چغانه دهد
ز غم پناه به می بر که می به خاصیت نتیجه عیش خوش و عمر جاودانه دهد
مرو به عشوهٔ زاهد ز ره که او دایم فریب مردم نادان بدین فسانه دهد
به اعتقاد شنو پند سودمند عبید که او همیشه ترا پند عاقلانه دهد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری است در ستایش سبک زندگی رندانه و بی‌پروایی در برابر زهدِ ریایی. شاعر در پیِ هم‌صحبتی است که او را به سوی شادی و میگساری سوق دهد و از قید و بندهای ریاکارانه زاهدان دور سازد.

مضمون اصلی، اصالتِ حال و خوش‌باشی است. در این تفکر، رندی و باده‌نوشی نه تنها گناه نیست، بلکه راهی برای گریز از غم‌های زمانه و دستیابی به عیشی پایدار است. شاعر با لحنی صریح و در عین حال انتقادی، زاهدان را فریبکار می‌خواند و مخاطب را به دوری از آنان فرا می‌خواند.

معنای روان

کجا کسیکه مرا مژدهٔ چمانه دهد علی الصباح به من بادهٔ شبانه دهد

کدام فرد است که مژده‌دهنده شراب برای من باشد و در هنگام صبح، باده‌ای که شایسته شب‌نشینی است، به من بنوشاند؟

نکته ادبی: چمانه به معنای جام شراب است و علی الصباح تعبیری عربی برای اشاره به وقت بامداد است.

ز دوستان و عزیزان که باشد آنکه مرا نشان به کوی مغان و می مغانه دهد

در میان دوستان و نزدیکان، چه کسی پیدا می‌شود که راهِ رسیدن به محفلِ باده‌نوشان را به من نشان دهد و از شراب ناب و ویژه آنان به من بدهد؟

نکته ادبی: کوی مغان نمادی از محفل آزادگان و میگساران است که در تقابل با خانقاه یا مسجد قرار می‌گیرد.

خوشا کسیکه چو رندان ز خانه وقت سحر بدر گریزد و تن در شرابخانه دهد

چه سعادتمند است کسی که همچون رندان، در وقت سحرگاه از خانه خویش می‌گریزد و خود را به میخانه می‌رساند.

نکته ادبی: رندان به کسانی اطلاق می‌شود که از قید تظاهر و ریا آزادند و به باطن خود توجه دارند.

غلام دولت آنم که هرچه بستاند به شمع و شاهد و چنگ و دف و چغانه دهد

من بنده و خاکسارِ ثروت و حالِ کسی هستم که هرچه به دست می‌آورد، آن را صرفِ شادی و روشنی، دیدارِ معشوق، و نوای موسیقی می‌کند.

نکته ادبی: شاهد در اینجا به معنای معشوق زیباروی است و چغانه از سازهای موسیقی قدیمی است.

ز غم پناه به می بر که می به خاصیت نتیجه عیش خوش و عمر جاودانه دهد

برای رهایی از اندوه، به شراب پناه ببر؛ چرا که شراب، بنا به ذات و ویژگی‌اش، باعث ایجاد شادی و حسی شبیه به جاودانگی در انسان می‌شود.

نکته ادبی: خاصیت در اینجا به ذات و اثر طبیعی شراب اشاره دارد که غم‌زداست.

مرو به عشوهٔ زاهد ز ره که او دایم فریب مردم نادان بدین فسانه دهد

با فریب و عشوه زاهد از راه راست منحرف نشو، چرا که او پیوسته مردمِ ساده‌دل را با این داستان‌های ساختگیِ خود فریب می‌دهد.

نکته ادبی: فسانه به معنای داستان‌های بی‌پایه و دروغین است که زاهد برای توجیه عقایدش می‌بافد.

به اعتقاد شنو پند سودمند عبید که او همیشه ترا پند عاقلانه دهد

پندهای سودمندِ عبید را با ایمان و باور قلبی بپذیر و بشنو، چرا که او همواره تو را به روشی عاقلانه و خیرخواهانه راهنمایی می‌کند.

نکته ادبی: عبید تخلص شاعر است که در بیت پایانی خود را به مخاطب معرفی کرده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد زاهد و رند

قرار دادن شخصیت زاهدِ ریاکار در مقابل رندِ حقیقت‌جو برای برجسته کردن تضاد فکری.

نمادپردازی کوی مغان و شرابخانه

استفاده از این مکان‌ها به عنوان نماد محفل آزادگان و حقیقت‌جویان.

تخلص عبید

ذکر نام شاعر در بیت پایانی برای تأیید هویت اثر.