دیوان اشعار - غزلیات

عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۲۵

عبید زاکانی
در خانه تا قرابهٔ ما پر شراب نیست ما را قرار و راحت و آرام و خواب نیست
در خلوتی که باده و ساقی و شاهد است حاجت به چنگ و بربط و نای و رباب نیست
خوش کن به باده وقت حریفان که پیش ما عمری که خوش نمیگذرد در حساب نیست
اینک شراب اگر هوست میکند وضو در آفتابه کن که در این خانه آب نیست
ما را که ملک فقر و قناعت مسلم است حاجت به جود خسرو مالک رقاب نیست
همچون عبید خانهٔ هستی خراب کن زیرا که جای گنج بجز در خراب نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، نمونه‌ای برجسته از رویکرد رندانه به زندگی است که در آن شاعر با تلفیقِ اندیشه‌های عارفانه و دیدگاه‌های لذت‌جویانه، برتریِ «قناعت» و «خوش‌باشی» را بر تجملات دنیوی و ظواهر مذهبی گوشزد می‌کند. فضای حاکم بر شعر، فضایی صمیمانه، آزاداندیشانه و در عین حال توأم با طنزی تلخ و گزنده است که مخاطب را به رهایی از بندهای تعلقات دنیوی دعوت می‌کند.

مضمون اصلی اثر، دعوت به دمی خوش‌گذراندن و غنیمت شمردن لحظات است؛ شاعر با زبانی نمادین، «خانه هستی» را که همان دلبستگی‌های دنیوی و منیت آدمی است، مانعِ رسیدن به «گنج» حقیقت می‌داند و پیشنهاد می‌کند که با ویران ساختن این بنای وهمی، می‌توان به آرامش حقیقی و بی‌نیازی دست یافت.

معنای روان

در خانه تا قرابهٔ ما پر شراب نیست ما را قرار و راحت و آرام و خواب نیست

تا وقتی که در خانه‌مان کوزه شراب پر نباشد، هیچ قرار و آرامش و راحتی و خواب خوشی نداریم.

نکته ادبی: قرابه: کوزه‌ای است بزرگ و شکم‌دار که معمولاً برای نگهداری شراب به کار می‌رفته است.

در خلوتی که باده و ساقی و شاهد است حاجت به چنگ و بربط و نای و رباب نیست

در محفل خصوصی که در آن شراب و ساقی و معشوق حضور دارند، دیگر نیازی به سازهایی مانند چنگ، بربط، نای و رباب نیست.

نکته ادبی: شاهد: در ادبیات کلاسیک به معنای معشوق زیباروی است که جلوه‌ای از جمالِ مطلق به شمار می‌آید.

خوش کن به باده وقت حریفان که پیش ما عمری که خوش نمیگذرد در حساب نیست

وقتِ همراهان و یاران را با باده‌نوشی خوش کن، چرا که از نظر ما، عمری که در شادی و خوشی سپری نشود، اصلاً زندگی به حساب نمی‌آید.

نکته ادبی: حریفان: به معنای یاران، هم‌پیاله‌ها و کسانی است که با انسان در یک مجلسِ انس حضور دارند.

اینک شراب اگر هوست میکند وضو در آفتابه کن که در این خانه آب نیست

اگر هوس شراب کرده‌ای و برای آن نیاز به وضو داری، آن را در آفتابه بریز که در این خانه، آبی برای وضو گرفتن وجود ندارد.

نکته ادبی: این بیت دارای طنزی عمیق و رندانه است که در آن تقدسِ وضو با بی‌پرواییِ شراب‌خواری تقابل یافته تا ریاکاری را به استهزا بگیرد.

ما را که ملک فقر و قناعت مسلم است حاجت به جود خسرو مالک رقاب نیست

ما که در سرزمینِ فقرِ معنوی و قناعتِ سرافرازانه ساکن هستیم، نیازی به بخشش و جود پادشاهان و حاکمانِ قدرت‌طلب نداریم.

نکته ادبی: مالک رقاب: کنایه از حاکمان و پادشاهانی است که بر گردنِ مردمان مسلط هستند و فرمان می‌رانند.

همچون عبید خانهٔ هستی خراب کن زیرا که جای گنج بجز در خراب نیست

ای عبید، همچون من خانه‌ی هستیِ خود (وجودِ ظاهری و منیت) را ویران کن، چرا که گنجِ حقیقت جز در دل‌های شکسته و فروتن یافت نمی‌شود.

نکته ادبی: خانه هستی: استعاره از دلبستگی‌ها به دنیا و خودخواهیِ انسان است که مانعِ کشفِ گنجِ حقیقت می‌شود.

آرایه‌های ادبی

استعاره خانهٔ هستی

اشاره به وجود ظاهری و تعلقاتِ دنیوی انسان که همچون بنایی مانعِ دریافتِ نورِ حقیقت است.

تضاد و کنایه آفتابه و وضو

به‌کارگیری مفاهیمِ مقدسِ دینی در کنارِ شراب‌خواری برای برجسته کردن طنزِ کلامی و نقدِ ریاکاری.

تناسب (مراعات نظیر) چنگ، بربط، نای و رباب

آوردن نام آلات موسیقی برای ایجاد فضای موسیقیایی و تکمیلِ تصویرِ بزم.