دیوان اشعار - غزلیات

عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۱۶

عبید زاکانی
ترک سر مستم که ساغر میگرفت عالمی در شور و در شر میگرفت
عکس خورشید جمالش در جهان شعله میزد هفت کشور میگرفت
چون صبا بر چین زلفش میگذشت بوستان در مشگ و عنبر میگرفت
هر دمی از آه دود آسای من آتشی در عود و مجمر میگرفت
بوسه ای زو دل طلب میکرد لیک این سخن با او کجا در میگرفت
قصهٔ دردش عبید از سوز دل هر زمان میگفت و از سر میگرفت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر با زبانی توصیفی و تغزلی، زیبایی خیره‌کننده معشوق را به تصویر می‌کشد که با وجودِ مستی و سرکش بودن، تمام عالم را به آشوب می‌کشاند. شاعر در این فضای پر از حسرت و شور، به تأثیرات سحرآمیزِ جمالِ یار بر طبیعت و همچنین آتشِ درونِ خود بر اثر دوری و نرسیدن به خواسته قلبی‌اش می‌پردازد.

در مجموع، این قطعه نمایانگرِ کشاکشِ میانِ اشتیاق عاشق و بی‌اعتنایی معشوق است که با بیانی روان و صمیمانه، سوزِ دلِ شاعر را در قالب تکرارِ مداومِ قصه درد به تصویر کشیده است.

معنای روان

ترک سر مستم که ساغر میگرفت عالمی در شور و در شر میگرفت

آن معشوق زیبارویِ مستِ من وقتی جام شراب را در دست می‌گرفت، تمام عالم را به آشوب و غوغا می‌کشاند.

نکته ادبی: واژه ترک در اینجا استعاره از معشوق زیبارو و محبوب است که در ادبیات کهن فارسی به جهتِ زیباییِ چشمانِ بادامی به این نام خوانده می‌شد.

عکس خورشید جمالش در جهان شعله میزد هفت کشور میگرفت

بازتابِ درخششِ زیباییِ او چنان در جهان می‌پیچید که گویی شعله‌اش تمام هفت اقلیم را در بر می‌گرفت.

نکته ادبی: هفت کشور کنایه از تمامیِ جهان یا گستره‌یِ گیتی است.

چون صبا بر چین زلفش میگذشت بوستان در مشگ و عنبر میگرفت

هنگامی که نسیمِ صبحگاهی از میانِ پیچ‌ و تابِ گیسوان او عبور می‌کرد، تمامِ گلستان غرق در بوی خوش مشک و عنبر می‌شد.

نکته ادبی: صبا نسیمِ خوش‌خبری است که در ادب فارسی معمولاً با گیسوی یار پیوند داده می‌شود و حاملِ عطرِ اوست.

هر دمی از آه دود آسای من آتشی در عود و مجمر میگرفت

در هر لحظه، از آهِ دودمانندِ من، آتشی در عودسوز و منقلِ آتش برمی‌افروخت.

نکته ادبی: دودآسا صفتِ تشبیهی برای آه است که غلظت و سوزندگیِ درونِ عاشق را نشان می‌دهد.

بوسه ای زو دل طلب میکرد لیک این سخن با او کجا در میگرفت

دلم از او طلبِ بوسه می‌کرد، اما این خواسته کجا می‌توانست در دلِ سنگِ او تأثیری داشته باشد؟

نکته ادبی: در گرفتن به معنای تأثیر کردن یا مقبول واقع شدن است.

قصهٔ دردش عبید از سوز دل هر زمان میگفت و از سر میگرفت

عبید از سوزِ درونی‌اش، داستانِ عشق و رنجِ خود را مدام بازگو می‌کرد و هر بار آن را از اول آغاز می‌نمایاند.

نکته ادبی: این بیت دربردارنده تخلص شاعر است که نشان‌دهنده هویتِ اوست.

آرایه‌های ادبی

استعاره ترک

استفاده از واژه ترک برای توصیف معشوق زیبارو.

کنایه هفت کشور

کنایه از تمام جهان و سراسر هستی.

تشبیه آه دودآسا

مانند کردن آه به دود برای نشان دادنِ گرمی و سوزناکیِ غم.

مراعات نظیر مشگ و عنبر

به کار بردن دو ماده معطر که با هم تناسب معنایی دارند.

کنایه در گرفتن

کنایه از تأثیرگذار بودن یا کارگر افتادنِ سخن.