دیوان اشعار - قصاید

ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴

ناصرخسرو
ای باز کرده چشم و دل خفته را ز خواب، بشنو سوال خوب و جوابی بده صواب:
بنگر به چشم دل که دو چشم سرت هگرز دیده است چشمه ای که درو نیست هیچ آب
چشمه است و آب نیست، پس این چشمه چون بود؟ این نکته ای است طرفه و بی هیچ پیچ و تاب
گاهی پدید باشد و گاهی نهان شود دادم نشانی ای به مثل همچو آفتاب