عشق قابیل است

نجمه زارع

غزل شمارهٔ ۲۸

نجمه زارع
باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا... جوی و دو جفت چکمه و گل بود و ما دو تا...
وقتی نگاه من به تو افتاد، سرنوشت تصدیق گفته های `هگل` بود و ما دو تا...
روز قرار اول و میز و سکوت و چای سنگینی هوای هتل و ما دو تا...
افتاد روی میز ورقهای سرنوشت فنجان و فال و بی بی و دل بود و ما دو تا...
کم کم زمانه داشت به هم می رساندمان در کوچه ساز و تمبک و کل بود و ما دو تا...
تا آفتاب زد همه جا تار شد برام دنیا چقدر سرد و کسل بود و ما دو تا،
از خواب می پریم که این ماجرا فقط یک آرزوی مانده به دل بود و ما دو تا...