عشق قابیل است

نجمه زارع

غزل شمارهٔ ۱۷

نجمه زارع
قلم کنار تو افتاده لیقه خشک شده حرف `ع ش ق` به خط عتیقه خشک شده
دوباره زخم تو گل کرده `دوم` ماه است زمان به روی `دو و ده دقیقه` خشک شده
کناره پنجره ای، ماه می وزد ... داری به سمت کوچه نگاه عمیق خشک شده
از آن قرار برای تو این فقط مانده است: گلی که بر سر جیب جلیقه خشک شده
...هجوم خاطره ها ... چشمهای تو بسته اند و دستهای تو روی شقیقه خشک شده
برای `عشق` تو سر مشق تازه می خواهی قلم کنار تو افتاده لیقه خشک شده