گیاه و سنگ نه، آتش

نادر نادرپور

لعل های امید

نادر نادرپور
ما ، سرخوشان روی زمینیم گنج آوران خاک نشینیم
هر چند سایه ایم ، بلندیم خورشید زرد بازپسینیم
گویی به آب و آینه مانیم سر تا به پای ، جام و جبینیم
آنجا اگر صفایی ، آنیم اینجا اگر وفایی ، اینیم
شور شکوفه های شبابیم شرم بنفشه های حزینیم
دست گناه صبر ، لعل امیدیم در ابر وهم ، برق یینیم
یاقوت خون چشیده ی عشقیم بر خاتم زمانه ، نگینیم
طومار سرگذشت زمانیم طوفان انتقام زمینیم
پولاد آبداده ی هندیم دیبای کاردیده ی چینیم
مردیم و روز رزم ، چنانیم رندیم و گاه بزم ، چنینیم
بر روی ما ، نقاب ریا نیست گفتیم و ، هر چه هست همینیم