دیوان اشعار - قطعات

محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۰۳

محتشم کاشانی
همان اوج دولت شاه یحیی که پروازش گذشت از ذروهٔ ماه
به تنگ آمد دلش ناگه ازین بوم ز هم پروازی اقران و اشباه
چو بود از زمرهٔ همت بلندان ز شاخ سدره گردید آشیان خواه
چو بیرون از جهان می رفت می گفت زبان هاتفان الخلد مثواه
چو او را جان برآمد برنیامد ز جان خلق غیر از آه جانکاه
چو تاریخش طلب کردم خرد گفت برون شد شاه یحیی از جهان آه