دیوان اشعار - قطعات
شمارهٔ ۸۳ - ایضا در مرثیه گوید
محتشم کاشانی
دوش تا صبح از صوامع قدس
می شنیدم خروش ماتمیان
گفتم آیا کدام پاکنهاد
کرده آهنگ و عزم راه جنان
یکی از هاتفان غیبی گفت
میر باقر کشیده پا ز جهان
آن چه او گفت در طریق حساب
بود تاریخ فوت میر همان