دیوان اشعار - غزلیات

محتشم کاشانی

غزل شمارهٔ ۳۵۱

محتشم کاشانی
ای طاعت تو بر همهٔ کائنات فرض ذکرت بر اهل صومعه و سومنات فرض
گر سجدهٔ بشر ملک از یک جهت نمود آمد سجود تو ز جمیع جهات فرض
ای در درون صد شکر ستان برون فرست چیزی که هست در همهٔ گیتی زکات فرض
ای دل ز جامروز جفایش که در وفاست ورزیدن تحمل و حلم و ثبات فرض
در وی مبین دلیر که ارباب عقل را ضیط دل است لازم و حفظ حیات فرض
ای شیخ شکر کن تو کزین قد فارغی شکر فراغتست بر اهل نجات فرض
بر محتشم که هست به یاد تو روز و شب بی خورد و خواب نیست چو صوم و صلات فرض