غزلیات

ملا هادی سبزواری

غزل شماره ۱۴۹

ملا هادی سبزواری
حرف اغیار دغا در حق یاران مشنو آشنایان بگذار و پی بیگانه مرو
ای که در مزرع روی تو دهد حاصل مهر بینوایم بنوازم که رسد وقت درو
بامیدی که بابروت مشابه گردد ز ریاضت شده چون موی میانت مه نو
پیش آنروی گل و سنبل و زلفی که ترا است خرمن مه بجوی خوشه پروین بدو جو
جز به آن مطلع انوار که دید و که شنید که بود مهر درخشنده قرین با مه نو
ترسم این دلق ملمع که تو داری اسرار می فروشش بیکی جرعه نگیرد بگرو