غزلیات

ملا هادی سبزواری

غزل شماره ۱۴۸

ملا هادی سبزواری
فلک گشته سرگشتهٔ کوی او بود روی عالم همه سوی او
همی می رسد بر مشام دلم ز گل خاصه از اهل دل بوی او
مه و مهر بین بر کمیت فلک شب و روز اندر تکاپوی او
نه آغاز پیدا نه انجام و هست تمامی یکی پرتو روی او
شمیم جنان چیست با نگهتش کجا طوبی و قد دلجوی او
تو و کوثر و سبحهای پارسا من و جام و زنار گیسوی او
بدین ضعف کردیم آهنگ عشق دل و خسته و زور بازوی او
رخم زرد و مویم سفید اشک سرخ سیه روز و سودائی از موی او
ز اسرار گر سر برد نیست باک دو گیسوش چوگان سرم گوی او