گزیدهٔ اشعار

مهدی سهیلی

غربت

مهدی سهیلی
روزگاری رفت و من در هر زمان ـ آزمودم رنج « غربت » را بسی
درد « غربت » میگدازد روح را جز « غریب » این را نمیداند کسی
*** هست غربت گونه گون در روزگار
محنت غربت بسی مرگ آور است
از هزاران غربت اندوه خیز غربت « بی همزبانی » بدتر است .
(( پنجم تیر ماه ۱۳۵۱ ))