گزیده اشعار - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۲
مسعود سعد سلمان
نی روزم هیزم است و نه شب روغن
زین هر دو بفرسوده مرا دیده و تن
در حبس شدم به مهر و مه قانع من
کاین روزم گرم دارد آن شب روشن