گزیده اشعار - رباعیات

مسعود سعد سلمان

رباعی شمارهٔ ۹

مسعود سعد سلمان
از هرچه بگفته اند پندی دارم وز هرچه بگفته ام گزندی دارم
گه بر گردن چو سگ کلندی دارم بر پای گهی چو پیل بندی دارم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به تأملی عمیق درباره تجربه زیسته و پیامدهای سخن گفتن می‌پردازد. او میان آموخته‌هایش از دیگران که چراغ راه اوست و سخنان خودش که گاه مایه رنج و گرفتاری او شده، مرزبندی می‌کند.

سراینده در ادامه، تصویرسازی‌هایی از تنگناها و محدودیت‌های زندگی به دست می‌دهد. او شرایط دشوار و بندهای اسارت‌آمیز روزگار را به زنجیرهای حیوانات تشبیه می‌کند تا نشان دهد چگونه نفس و تقدیر، او را در چنبره خود گرفتار کرده‌اند.

معنای روان

از هرچه بگفته اند پندی دارم وز هرچه بگفته ام گزندی دارم

من از تمام پندها و درس‌هایی که دیگران گفته‌اند، بهره برده‌ام و آن‌ها را به کار بسته‌ام، اما از هر حرفی که خودم بر زبان آورده‌ام، دچار دردسر و پشیمانی شده‌ام.

نکته ادبی: گزند در اینجا به معنای آسیب و زیانی است که از روی ناآگاهی یا سخن نسنجیده گریبان‌گیر گوینده می‌شود.

گه بر گردن چو سگ کلندی دارم بر پای گهی چو پیل بندی دارم

گاهی اوقات زندگی مرا همچون سگی به قلاده کشیده است و گاهی دیگر، گویی به پاهایم زنجیرهای سنگین فیل‌مانندی بسته که مانع از هرگونه حرکت و پیشروی من می‌شود.

نکته ادبی: کلند در متون کهن به معنای طوق یا زنجیر است که بر گردن سگ می‌بستند و تشبیه به بند فیل، کنایه از سنگینیِ ناچاری و ناتوانی در حرکت است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو سگ کلندی / چو پیل بندی

شاعر محدودیت‌های خویش را به طوق سگ و بند پای فیل تشبیه کرده تا اوج ناچاری و اسارت خود را به تصویر بکشد.

تضاد و مراعات نظیر پند و گزند

تقابل میان پند (سود) و گزند (زیان) بیانگر تفاوت نتیجه‌گیری از سخن دیگران در برابر سخن خویش است.

موازنه ساختار مصراع‌ها

تقارن و تعادل آهنگین میان دو مصراع در هر بیت، بر موسیقی و قدرت بیان کلام افزوده است.