گزیده اشعار - رباعیات

مسعود سعد سلمان

رباعی شمارهٔ ۵

مسعود سعد سلمان
من همت باز دارم و کبر پلنگ زان روی مرا نشست کوه آمد و سنگ
روزی، روزی گر دهدم چرخ دو رنگ بر پر تذرو غلطم و سینهٔ رنگ

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با بهره‌گیری از نمادهای طبیعت، روحیات بلند‌طبع و منشِ آزاد‌منشانه خود را ترسیم می‌کند. او خود را به جانوران کوهی و شکاری مانند باز و پلنگ تشبیه می‌کند که همواره به دنبال بلندی، استقلال و دور‌افتادگی از هیاهوی شهر هستند.

در نگاه شاعر، تقدیر و روزگار (چرخ دو‌رنگ) پدیده‌ای بی‌ثبات است. او بیان می‌دارد که اگر این روزگارِ متغیر با او سرِ یاری داشته باشد، از آن برای آسایش و کامرانی استفاده می‌کند، اما ذاتِ اصلی او همواره همان خویِ وحشی و سربلندِ کوهی است که به کم‌توقعی خو کرده است.

معنای روان

من همت باز دارم و کبر پلنگ زان روی مرا نشست کوه آمد و سنگ

من بلند‌پروازیِ یک بازِ شکاری و غرورِ یک پلنگ را در نهاد خود دارم، به همین دلیل است که جایگاه و مسکنِ من، قله‌های کوه و میان صخره‌های سخت است.

نکته ادبی: «باز» و «پلنگ» نمادهایی از بلند‌نظری، سرکشی و استقلال‌طلبی هستند. عبارت «نشست کوه و سنگ» کنایه از عزلت‌نشینی و دوری از وابستگی به دنیای مردم عادی است.

روزی، روزی گر دهدم چرخ دو رنگ بر پر تذرو غلطم و سینهٔ رنگ

اگر روزگارِ متغیر و بی‌ثبات، سهم و روزیِ مرا بدهد و فرصتِ آسایش فراهم کند، من نیز همچون کسی که بر پَرِ ققنوس یا قرقاول (نماد نعمت) سوار شده، در ناز و نعمت غرق خواهم شد.

نکته ادبی: «چرخ دو‌رنگ» کنایه از آسمان و روزگارِ ناپایدار است که مدام تغییر چهره می‌دهد. «تذرو» به معنای قرقاول است که در ادبیات کلاسیک نماد تجمل، لطافت و رفاه محسوب می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تشبیه همت باز و کبر پلنگ

شاعر همت و غرور خود را به دو حیوانِ شکاری و درنده تشبیه کرده است تا روحیه بلند‌پرواز و سرکش خود را ملموس کند.

کنایه چرخ دو رنگ

اشاره به گردش روزگار و آسمان که همواره در حال تغییر است و به هیچ‌کس وفا نمی‌کند.

مراعات نظیر کوه و سنگ

تناسب میان عناصر طبیعت که فضای سرد، خشن و کوهستانیِ محل زندگی و خلوتگاه شاعر را ترسیم می‌کند.