گزیده اشعار - رباعیات

مسعود سعد سلمان

رباعی شمارهٔ ۳

مسعود سعد سلمان
مسعود که هست سعد سلمان پدرش جایی است که از چرخ گذشته است سرش
در حبس بیفزود به دانش خطرش عودی است که پیدا شد از آتش هنرش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش مسعود سعد سلمان، شاعر بلندآوازه قرن پنجم هجری سروده شده است. شاعر در این قطعه به جایگاه رفیع و والای او اشاره دارد که فراتر از عالم مادی و فلکی رفته است.

همچنین این ابیات به زندانی‌شدن طولانی این شاعر اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که سختی‌های دوران حبس، نه تنها موجب شکست او نشد، بلکه همچون آتشی که عود را می‌سوزاند و رایحه دل‌انگیزش را متصاعد می‌کند، باعث شکوفایی و نمایان‌شدن بیش از پیش هنر و دانش او گردید.

معنای روان

مسعود که هست سعد سلمان پدرش جایی است که از چرخ گذشته است سرش

مسعود که فرزند سعد سلمان است، به مقامی دست یافته که از مرتبه فلک و آسمان نیز فراتر رفته است.

نکته ادبی: در اینجا 'چرخ' کنایه از آسمان و سپهر است و 'گذشتن سر از چرخ' کنایه از رسیدن به اوج بزرگی و رتبه بلند است.

در حبس بیفزود به دانش خطرش عودی است که پیدا شد از آتش هنرش

در دوران حبس، ارزش و دانش او افزون‌تر شد؛ چرا که او مانند عود است که تا در آتش قرار نگیرد، عطر دل‌انگیزش آشکار نمی‌شود؛ رنج زندان نیز باعث شکوفایی هنر او شد.

نکته ادبی: واژه 'خطر' در متون کهن به معنای ارزش و قدر و منزلت است. همچنین 'عود' استعاره از وجود پاک و هنرمند شاعر است.

آرایه‌های ادبی

اغراق از چرخ گذشته است سرش

شاعر برای بیان بزرگی مقام شاعر، او را فراتر از آسمان‌ها ترسیم کرده است.

تشبیه و استعاره عودی است که پیدا شد از آتش هنرش

تشبیه شاعر به عود که در آتش حبس، هنر او (رایحه) متجلی شد.

تضاد آتش و عود

تقابل میان سختی حبس و شکوفایی هنر شاعر.