گزیده اشعار - قطعات

مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۱ - آتش در قبلهٔ آزر زدیم

مسعود سعد سلمان
گردن و گوش غزل و مدح را بی حد پیرایه و زیور زدیم
بی مر با بخت درآویختیم با فلک سفله بسی سر زدیم
سود ندیدیم ز نوک قلم دست بدین قبضهٔ خنجر زدیم
خیره فرو ماند فلک ز آن که ما بر بت و بتخانه و بتگر زدیم
از قبل بچهٔ آزر به تیغ آتش در قبلهٔ آزر زدیم
وز پی این آهو چشمان باغ با همه شیران جهان بر زدیم