گزیده اشعار - قطعات

مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۰ - نه خفته نه بیدار نه دیوانه نه هشیار

مسعود سعد سلمان
معروف تر از من به جهان نیست خردمند پس بسته چراام به چنین جایی مجهول؟
نه خفته نه بیدار نه دیوانه نه هشیار نه مرده و نه زنده نه برکار و نه معزول!

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه تصویرگر وضعیت وجودی انسان اندیشمندی است که در برزخی میان بودن و نبودن گرفتار شده است. شاعر با تکیه بر خودآگاهی و شناخت جایگاه معرفتی خویش، در موقعیتی نامعلوم و مهجور محبوس شده و این تعلیق بی‌پایان، او را در وضعیتی متناقض قرار داده است که نه در زمره زندگان فعال است و نه در سلک خفتگان یا بیگانگان.

فضای کلی اثر آکنده از حیرت، پرسشگری و نوعی سرگشتگی فلسفی است؛ گویی گوینده با ترسیم دایره‌ای از تضادها، به پوچی موقعیت فعلی‌اش در قیاس با عظمت درونی‌اش اشاره دارد و در جستجوی دلیلی برای این حبس ناموجه است.

معنای روان

معروف تر از من به جهان نیست خردمند پس بسته چراام به چنین جایی مجهول؟

من که در این جهان از همه خردمندان مشهورتر و برترم، پس دلیل این حبسِ بی‌دلیل در این جایگاه ناشناخته و گم‌نام چیست؟

نکته ادبی: عبارت 'خردمند' به عنوان صفت برای 'من' به کار رفته و بیانگر اعتماد به نفس و خودآگاهی شاعر از جایگاه علمی خویش است.

نه خفته نه بیدار نه دیوانه نه هشیار نه مرده و نه زنده نه برکار و نه معزول!

من در موقعیتی سرگردان هستم؛ نه خوابم و نه بیدار، نه مجنونم و نه عاقل؛ نه مرده‌ام و نه زنده‌ام، و نه در مقام کاری هستم و نه از کار برکنار شده‌ام.

نکته ادبی: تکرارِ نفی‌کننده‌ی 'نه' در اینجا برای ترسیم حالت برزخ و تعلیقِ مطلقِ روحی به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) خفته و بیدار، دیوانه و هشیار، مرده و زنده

قرارگیری کلمات متضاد در کنار هم برای نشان دادن وضعیت بلاتکلیفی و تعلیقِ مطلقِ شاعر در عالم هستی.

مراعات نظیر برکار و معزول

دو واژه‌ی مرتبط با حوزه‌ی شغلی و مدیریتی که برای نشان دادن وضعیت اجتماعی و بی‌هدفیِ فعالیت‌های شاعر در عالم به کار رفته است.