گزیده اشعار - قطعات
شمارهٔ ۹ - زشت باشد که شعر گوید کس
مسعود سعد سلماندرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات بازتابدهنده اندوهی عمیق و سهمگین در سوگ درگذشت شخصی به نام محمد علوی است. شاعر در ابتدا با انگیزهی سرودن شعر برای رثای او برمیخیزد، اما به یکباره در برابر عظمت این فقدان و سنگینی غمی که بر جهان سایه افکنده، قلم در دستش میلرزد. در نظر او، جهان پس از این عزیز چنان بیفروغ و خالی از معنا شده است که پرداختن به هنر و شاعری، کاری ناشایست و دور از ادبِ غم مینماید.
در این ابیات، تقابل میان میل به بیان درد و شرم از سخن گفتن در سوگِ بزرگ ترسیم شده است. شاعر با تکیه بر این احساس که شادی و زندگی پس از درگذشتِ آن فرد رنگ باخته است، سکوت را بر شعر مقدم میشمارد و بر این باور است که در فقدان چنین شخصیتی، غزل و نظم دیگر جایی در جهان ندارد.
معنای روان
تصمیم داشتم که در رثای محمد علوی، چند بیتی به نظم درآورم و سخنی بگویم.
نکته ادبی: نفس زدن در اینجا کنایه از سخن گفتن و دم زدن از سرودن شعر است.
اما بلافاصله با خود اندیشیدم که حالا که او از این جهان رفته است، بسیار ناپسند است که کسی بخواهد شعر بگوید.
نکته ادبی: زشت در اینجا به معنای ناپسند و نامناسب بودنِ فعلِ شاعری در شرایط اندوهبار است.
آرایههای ادبی
کنایه از سرودن شعر و سخن گفتن است.
اغراق در شدت تألم و اندوه که شاعر را از هرگونه کنش هنری باز میدارد.