گزیده اشعار - قطعات
شمارهٔ ۷ - همی بلرزم بر خویشتن چو شاخک بید
مسعود سعد سلماندرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این سروده، بازتابی از دریای بیکرانِ رنج و ناامیدی است که بر جان شاعر سایه افکنده است. در این ابیات، گویی شاعر از تحملِ تمامی دردهای عالم به ستوه آمده و نگاهش به هستی، لبریز از یأس و بدبینی است. او در پی آن است که وسعتِ دردمندی خود را با تکیه بر پرسشهای بلاغی و تصاویرِ تأثرانگیز به تصویر بکشد.
در جایجای این شعر، شاعر مظاهرِ طبیعت را نیز با اندوهِ خود همصدا میبیند و از دگرگونیِ تلخِ روزگار گلایه دارد. این اثر، تصویری است از انسانی که امید را گمگشته میداند و در تنهاییِ عمیقِ خویش، دستوپازدن در گردابِ حوادث و ناپایداریِ بخت را تجربه میکند.
معنای روان
کدام رنجی است که نصیبِ من نشده باشد و کدام غمی است که نویدِ آن به من نرسیده باشد؟ [شاعر میخواهد بگوید که تمامی رنجهای عالم بر او فرود آمده است.]
نکته ادبی: مر: در اینجا حرف اضافه یا نشانه تأکید است که به ضمیرِ متصلِ «م» اضافه شده و به معنای «برای من» به کار رفته است.
اگر قرار بود غمِ دلِ من به اندازه طولِ عمرم باشد، بیشک در این دنیا جاودانه میشدم؛ [چرا که غم، سراسرِ وجود و زمانِ مرا فراگرفته است و گویی خودِ عمرِ من است].
نکته ادبی: جمله: به معنای «تمام» و «سراسر». بماندمی: فعل شرطی/آرزویی به معنای «میماندم».
به خاطر رنجهای درونی، همچون قطعه طلایی که در آتش گداخته باشد به خود میپیچم و از شدتِ اضطراب و پریشانی، مانند شاخه بید بر خویشتن میلرزم.
نکته ادبی: شوشه زر: تکهای از طلا. بید در ادبیات فارسی نمادِ لرزش و ناپایداری است.
دیگر هیچ امیدی ندارم که بتوانم از کسی چشمداشتی داشته باشم؛ امیدِ من از همه جا بریده است و حتی امید به «امید داشتن» نیز از میان رفته است.
نکته ادبی: منقطع: بریده و قطعشده. تکرار واژهی «امید» به منظورِ تأکید بر بنبستِ روانیِ شاعر است.
بنگر که حال و روزم چگونه است که حتی در شب و روز، غم از نورِ مهتاب به سراغم میآید و حرارتِ خورشید برایم همچون آتشِ سوزان است.
نکته ادبی: شاعر از آرایه پارادوکسگونه استفاده کرده؛ عناصری که مایه روشناییاند، برای او مایه رنج شدهاند.
روزگار زمانی به من روی خوش نشان داد [سپید بود]، اما اکنون همان روزگار، احوالِ مرا تیره و تار میکند؛ عجب سپیدیِ عجیبی! [کنایه از اینکه آن سپیدیِ اولیه نیز سرانجامی جز سیاهی نداشت].
نکته ادبی: اینت: حرفِ تنبیه و شگفتی (به معنای این است). تضاد میان سپید و سیاه برای نشان دادنِ دگرگونیِ بخت به کار رفته است.
آرایههای ادبی
شاعر اضطراب و دردِ خود را به گداختنِ طلا و لرزشِ شاخهی بید تشبیه کرده است تا شدتِ عذاب را ملموس کند.
استفاده از رنگها و عناصرِ متضاد برای نشان دادنِ چرخشِ روزگار و تیره شدنِ بختِ شاعر.
تکرارِ پیدرپی واژهی امید برای نشان دادنِ قطعیتِ ناامیدی و پایانِ هرگونه چشمداشت.