دیوان اشعار - رباعیات

منوچهری

رباعی شمارهٔ ۵

منوچهری
در بندم از آن دو زلف بند اندر بند نالانم از آن عقیق قند اندر قند
ای وعدهٔ فردای تو پیچ اندر پیچ آخر غم هجران تو چند اندر چند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده وضعیت عاشقی است که در حصار زیبایی‌های معشوق گرفتار آمده و هم‌زمان از دوری و وعده‌های بی‌سرانجام او رنج می‌برد. شاعر با استفاده از تصاویر ملموس و تکرار واژگان، عمق گرفتاری و پیچیدگی احساسات خود را به تصویر می‌کشد.

فضا، فضای شکوه و شکایت از معشوقی است که اگرچه زیبا و دلفریب است، اما با وعده‌های توخالی و دوری جستن، عاشق را در دریایی از غم و حیرانی رها کرده است.

معنای روان

در بندم از آن دو زلف بند اندر بند نالانم از آن عقیق قند اندر قند

من به خاطر آن گیسوانِ پر پیچ‌وتاب و گره‌درگره تو اسیر شده‌ام و از سوی دیگر، به دلیل آن لب‌های لعل‌گون و بسیار شیرینت، در فغان و ناله‌ام.

نکته ادبی: عقیق در ادبیات کهن استعاره از لب‌های سرخ و گران‌بهای معشوق است و تکرار کلمات، تداعی‌گر پیچیدگی و کثرت زیبایی اوست.

ای وعدهٔ فردای تو پیچ اندر پیچ آخر غم هجران تو چند اندر چند

ای کسی که وعده‌های دیدار فردایت، مدام دست‌نیافتنی، مبهم و پیچیده است؛ به راستی که رنج دوری تو تا کی باید ادامه یابد و بر روی هم انباشته شود؟

نکته ادبی: تکرار کلمه چند در عبارت «چند اندر چند» برای تأکید بر شدت، استمرار و کثرتِ بی‌پایان غم و انتظار استفاده شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره عقیق

اشاره به لب‌های سرخ، لطیف و گران‌بهای معشوق که دلبری می‌کند.

تکرار و آهنگین‌سازی بند اندر بند، پیچ اندر پیچ، چند اندر چند

استفاده از ساختارهای تکرار شونده برای ایجاد موسیقی درونی و تأکید بر گیر افتادن شاعر در هزارتوی عشق و انتظار.