دیوان اشعار - رباعیات

منوچهری

رباعی شمارهٔ ۲

منوچهری
دولت همه ساله بی جلال تو مباد همت همه ساله بی جمال تو مباد
هر بنده که هست بی کمال تو مباد خورشید جهان تویی، زوال تو مباد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در قالب دعا و ثنا برای شخصیتی والا سروده شده است. شاعر در این قطعات، بقای شکوه و زیبایی آن شخص را با پایداری مفاهیمی همچون دولت و کمال پیوند می‌زند و خواستار جاودانگی این نور هستی‌بخش است.

فضای حاکم بر این سخن، آکنده از احترام و ارادت است که در آن، وجود ممدوح به خورشیدی تشبیه شده که روشنایی و کمال جهان به بودن او وابسته است.

معنای روان

دولت همه ساله بی جلال تو مباد همت همه ساله بی جمال تو مباد

همواره آرزو دارم که شوکت و اقتدار حکومت، همیشه با شکوه و جلال تو همراه باشد و هیچ‌گاه از آن جدا نگردد؛ همچنین همت و نیت‌های بلند نیز همیشه به زیبایی و جمال تو آراسته باشد.

نکته ادبی: جلال به معنای بزرگی و شکوه است و جمال به معنای زیبایی و حسن است. فعل مباد از ریشه بودن و به معنای نباشد و محقق نشود، برای دعای منفی به کار رفته است.

هر بنده که هست بی کمال تو مباد خورشید جهان تویی، زوال تو مباد

هیچ بنده‌ای نباید از فیض کمالات تو بی‌نصیب باشد. تو مانند خورشیدِ عالم‌تاب هستی که روشنی‌بخش جهان است، پس آرزو می‌کنم که فروغ وجودت هرگز به خاموشی و غروب نگراید.

نکته ادبی: بنده به معنای انسان نیازمند و زوال به معنای نابودی و غروب است. خورشید به عنوان نماد روشنایی و حیات، استعاره‌ای برای شخص مورد نظر است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه خورشید جهان تویی

شاعر ممدوح را به خورشید تشبیه کرده است تا بر اهمیت وجود او در روشنایی‌بخشی و کمال‌افزایی جهان تأکید کند.

موازنه و تکرار بی جلال تو مباد / بی جمال تو مباد

تکرار ساختار نحوی در پایان مصراع‌ها (موازنه) باعث ایجاد موسیقی کلام و تأکید بر وابستگیِ امور به وجود آن شخص شده است.