رباعیات

ملک‌الشعرای بهار

شمارهٔ ۱۷

ملک‌الشعرای بهار
برخاست خروس صبح برخیز ای دوست ز انگور بگیر خون و ده در رگ و پوست
عشق من و تو قصهٔ مشت است و درفش جور تو و دل صحبت سنگ است و سبوست