مثنویات

ملک‌الشعرای بهار

شمارهٔ ۷۵ - مرع دستانسرای

ملک‌الشعرای بهار
توگویی مگر مرغ دستانسرای به ژاغر نهان کرده باریک نای
نه نای و نه انگشت نایی پدید نه لب کاندر آن نای دم دردمید
نوازد به جادوگری نای خویش فزاید بهر نغمه آوای خویش
تو گویی بر آن تنگ و باریک شاخ گشاده یکی بزمگاهی فراخ
نوازندگانی سر از باده مست به خنیاگری برده یکباره دست
هم آهنگ ، با نای ها، چنگ ها درآمیخته جمله آهنگ ها
همه سازها بر اغانی زنند اوانی همی بر اوانی زنند