مثنویات

ملک‌الشعرای بهار

شمارهٔ ۴۸ - خانهٔ آهن

ملک‌الشعرای بهار
یکی پادشا خانه زآهن بساخت شبی آتش افتاد و آهن گداخت
پژوهش گرفتندکآن از چه بود شراری چنین بی امان از چه بود
پس از جهد بسیار بردند راه به دود دل عاجزی بی گناه